متن کامل غزل شمارهٔ ۱۱۸
- آن کس که به دست جام دارد سلطانیِ جَم مُدام دارد
- آبی که خِضِر حیات از او یافت در میکده جو که جام دارد
- سررشتهٔ جان به جام بگذار کاین رشته از او نظام دارد
- ما و مِی و زاهدان و تقوا تا یار، سرِ کدام دارد
- بیرون ز لبِ تو ساقیا نیست در دور، کسی که کام دارد
- نرگس، همه شیوههای مستی از چشمِ خوشت به وام دارد
- ذکرِ رخ و زلف تو دلم را وردیست که صبح و شام دارد
- بر سینهٔ ریشِ دردمندان لعلت نمکی تمام دارد
- در چاهِ ذَقَن چو حافظ ای جان حُسنِ تو دو صد غلام دارد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولآن کس که به دست جام دارد
سلطانیِ جَم مُدام دارد
مقطع؛ بیت پایانیدر چاهِ ذَقَن چو حافظ ای جان
حُسنِ تو دو صد غلام دارد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۰۵
- واژه یکتا
- ۷۶
- نویسه بدون فاصله
- ۳۱۹
- بلندترین مصراع
- ۲۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
جام (۳)، میکده (۱)
صبح (۱)، شام (۱)
یار (۱)
چشم (۱)
نرگس (۱)
واژهنامه همین غزل
- میکده
- هممعنای میخانه در زبان شعر.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۱۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.