متن کامل غزل شمارهٔ ۱۱۴
- همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
- حبابوار براندازم از نشاط کلاه اگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد
- شبی که ماهِ مراد از افق شود طالع بُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتد
- به بارگاهِ تو چون باد را نباشد بار کی اتفاقِ مجالِ سلامِ ما افتد؟
- چو جان فدای لبش شد خیال میبستم که قطرهای ز زلالش به کامِ ما افتد
- خیالِ زلفِ تو گفتا که جان وسیله مساز کز این شکار، فراوان به دامِ ما افتد
- به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد
- ز خاکِ کوی تو هر گَه که دَم زند حافظ نسیمِ گلشن جان در مشامِ ما افتد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولهمایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
مقطع؛ بیت پایانیز خاکِ کوی تو هر گَه که دَم زند حافظ
نسیمِ گلشن جان در مشامِ ما افتد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۶
- واژه یکتا
- ۸۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۸۹
- بلندترین مصراع
- ۳۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باد (۱)، نسیم (۱)
جام (۱)
واژهنامه همین غزل
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۱۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.