متن کامل غزل شمارهٔ ۱۱۰
- پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد وآن راز که در دل بِنَهفتم به درافتاد
- از راهِ نظر مرغِ دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دامِ که درافتاد
- دردا که از آن آهوی مشکینِ سیه چشم چون نافه بسی خونِ دلم در جگر افتاد
- از رهگذرِ خاکِ سرِ کویِ شما بود هر نافه که در دستِ نسیمِ سحر افتاد
- مژگانِ تو تا تیغِ جهانگیر برآورد بس کشتهٔ دل زنده که بر یکدگر افتاد
- بس تجربه کردیم در این دِیرِ مکافات با دُردکشان هر که درافتاد برافتاد
- گر جان بدهد سنگِ سیه، لعل نگردد با طینتِ اصلی چه کُند، بدگهر افتاد
- حافظ که سرِ زلفِ بتان دستکشش بود بس طُرفه حریفیست کَش اکنون به سر افتاد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولپیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
وآن راز که در دل بِنَهفتم به درافتاد
مقطع؛ بیت پایانیحافظ که سرِ زلفِ بتان دستکشش بود
بس طُرفه حریفیست کَش اکنون به سر افتاد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۰
- واژه یکتا
- ۸۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۰۵
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چشم (۱)، دیده (۱)، مژگان (۱)
نسیم (۱)
راه (۱)
سحر (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
- نافه (۲ بار)
- کیسه کوچک مشک آهوی ختن؛ کنایه واژهایِ رایج برای بوی خوش.
- دیر
- صومعه و عبادتگاه راهبان.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۱۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.