متن کامل غزل شمارهٔ ۹۸
- اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح صلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح
- سوادِ زلفِ سیاهِ تو جاعِلُ الظُّلُمات بَیاضِ رویِ چو ماهِ تو، فالِقُ الأصباح
- ز چینِ زلفِ کمندت کسی نیافت خلاص از آن کمانچهٔ ابرو و تیرِ چشم، نَجاح
- ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روان که آشنا نکند در میان آن، مَلّاح
- لبِ چو آبِ حیاتِ تو هست قُوَّتِ جان وجودِ خاکیِ ما را از اوست ذکرِ رَواح
- بداد لعلِ لبت بوسهای به صد زاری گرفت کام دلم زو به صد هزار اِلحاح
- دعای جانِ تو وردِ زبان مشتاقان همیشه تا که بُوَد متّصل مَسا و صَباح
- صَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
صلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح
مقطع؛ بیت پایانیصَلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۵
- واژه یکتا
- ۹۲
- نویسه بدون فاصله
- ۳۹۱
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عاشق (۲)
چشم (۱)، دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- رند
- در زبان کلاسیک، آزاداندیشی که به ظاهرسازی اعتنا ندارد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۹۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.