متن کامل غزل شمارهٔ ۷۰
- مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
- اشکم احرامِ طوافِ حَرَمَت میبندد گرچه از خونِ دلِ ریش دمی طاهر نیست
- بستهٔ دام و قفس باد چو مرغ وحشی طایر سِدره اگر در طلبت طایر نیست
- عاشقِ مفلس اگر قلبِ دلش کرد نثار مَکُنَش عیب که بر نقدِ روان قادر نیست
- عاقبت دست بدان سروِ بلندش برسد هر که را در طلبت همتِ او قاصر نیست
- از روان بخشی عیسی نزنم دَم هرگز زان که در روح فَزایی چو لبت ماهر نیست
- من که در آتشِ سودای تو آهی نزنم کِی توان گفت که بر داغ، دلم صابر نیست
- روز اول که سرِ زلفِ تو دیدم گفتم که پریشانیِ این سلسله را آخر نیست
- سر پیوند تو تنها نه دلِ حافظ راست کیست آن کِش سَرِ پیوند تو در خاطر نیست
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولمردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
دل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیست
مقطع؛ بیت پایانیسر پیوند تو تنها نه دلِ حافظ راست
کیست آن کِش سَرِ پیوند تو در خاطر نیست
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۰
- واژه یکتا
- ۱۰۱
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۸
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باد (۱)
عاشق (۱)
دیده (۱)
سرو (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۷۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.