متن کامل غزل شمارهٔ ۶۱
- صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست بیار نَفحِهای از گیسوی مُعَنبَر دوست
- به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم اگر به سویِ من آری پیامی از برِ دوست
- و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار برایِ دیده بیاور غباری از درِ دوست
- منِ گدا و تمنایِ وصلِ او هیهات مگر به خواب ببینم خیالِ منظرِ دوست
- دل صِنوبَریام همچو بید لرزان است ز حسرتِ قد و بالای چون صنوبرِ دوست
- اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوست
- چه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزاد چو هست حافظِ مسکین غلام و چاکر دوست
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولصبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
بیار نَفحِهای از گیسوی مُعَنبَر دوست
مقطع؛ بیت پایانیچه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزاد
چو هست حافظِ مسکین غلام و چاکر دوست
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۹
- واژه یکتا
- ۸۰
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۷
- بلندترین مصراع
- ۳۷ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
صبا (۱)
وصل (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۶۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.