رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۱۲۱ حافظ

هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۲۱

۹ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱

نسخه گنجور
  1. هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد سَعادَت، همدم او گشت و دولت، هم‌نشین دارد
  2. حَریمِ عشق را دَرْگَه، بسی بالاتر از عَقْل است کسی آن آسْتان بوسد، که جان در آستین دارد
  3. دهانِ تَنْگِ شیرینش، مگر مُلْکِ سلیمان است که نَقْشِ خاتَمِ لَعْلَش، جهان، زیرِ نگین دارد؟
  4. لَبِ لَعْل و خَطِ مُشکین، چو آنش هست و اینش هست بنازم دِلْبَرِ خود را، که حُسْنَش، آن و این دارد
  5. به خواری مَنْگَر ای مُنْعِم، ضَعیفان و نَحیفان را که صَدْرِ مَجْلِسِ عِشْرَت، گدایِ ره‌نشین دارد
  6. چو بر رویِ زَمین باشی، توانایی، غَنیمت دان که دوران، ناتوانی‌ها، بسی زیرِ زَمین دارد
  7. بَلاگردانِ جان و تن، دعایِ مُسْتْمَنْدان است که بیند خِیْر از آن خَرْمَن که نَنْگ از خوشه‌چین دارد؟
  8. صَبا از عِشقِ من، رَمزی بگو با آن شَهِ خوبان که صد جَمشید و کِیخُسرو، غُلامِ کم‌ترین دارد
  9. وگر گوید نمی‌خواهم، چو «حافِظ»، عاشِقِ مُفْلِس بگوییدش که سلطانی، گدایی هم‌نشین دارد

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد
سَعادَت، همدم او گشت و دولت، هم‌نشین دارد

مقطع؛ بیت پایانی

وگر گوید نمی‌خواهم، چو «حافِظ»، عاشِقِ مُفْلِس
بگوییدش که سلطانی، گدایی هم‌نشین دارد

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۹
مصراع
۱۸
واژه
۱۵۸
واژه یکتا
۱۱۲
نویسه بدون فاصله
۵۳۴
بلندترین مصراع
۵۴ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

عشق و یار

عشق (۲)، عاشق (۱)، یار (۱)، دلبر (۱)

باد و صبا

صبا (۱)

واژه‌نامه همین غزل

صبا
باد ملایم و خوش صبحگاهی.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۲۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک