متن کامل غزل شمارهٔ ۴۴۴
- شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری یاران! صلای عشق است گر میکنید کاری
- چشم فلک نبیند زین طُرفهتر جوانی در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری
- هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مُرَکَّب؟ بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری
- چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی؟ کم غایت توقع بوسیست یا کناری
- مِی بیغش است دریاب، وقتی خوش است بشتاب سال دگر که دارد امّید نوبهاری؟
- در بوستان حریفان مانند لاله و گل هر یک گرفته جامی بر یادِ رویِ یاری
- چون این گره گشایم وین راز چون نمایم دردی و سخت دردی، کاری و صعب کاری
- هر تار موی حافظ در دست زلفِ شوخی مشکل توان نشستن در این چنین دیاری
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولشهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران! صلای عشق است گر میکنید کاری
مقطع؛ بیت پایانیهر تار موی حافظ در دست زلفِ شوخی
مشکل توان نشستن در این چنین دیاری
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۳
- واژه یکتا
- ۹۹
- نویسه بدون فاصله
- ۴۱۲
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۱)، بوستان (۱)، لاله (۱)
چشم (۱)، دیده (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۴۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.