متن کامل غزل شمارهٔ ۳۳۷
- چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
- غمِ غریبی و غربت چو بر نمیتابم به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم
- ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم
- چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم
- ز دستِ بختِ گرانخواب و کارِ بیسامان گَرَم بُوَد گِلِهای، رازدارِ خود باشم
- همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم
- بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولچرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم
چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم
مقطع؛ بیت پایانیبُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۱
- واژه یکتا
- ۷۰
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۵
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
وصال (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۳۷ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.