رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۲۸۹ حافظ

مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش

متن کامل غزل شمارهٔ ۲۸۹

۸ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۹

نسخه گنجور
  1. مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش لیکَنَش مِهر و وفا نیست خدایا بِدَهَش
  2. دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی بِکُشد زارم و در شرع نباشد گُنَهَش
  3. من همان بِه که از او نیک نگه دارم دل که بد و نیک ندیده‌ست و ندارد نِگَهَش
  4. بویِ شیر از لبِ همچون شِکَرَش می‌آید گرچه خون می‌چکد از شیوهٔ چشمِ سیَهَش
  5. چارده ساله بُتی چابُکِ شیرین دارم که به جان حلقه به گوش است مَهِ چاردَهَش
  6. از پِی آن گُلِ نورُستِه دلِ ما یارب خود کجا شد که ندیدیم در این چند گَهَش؟
  7. یارِ دلدارِ من ار قلب بدین سان شِکَنَد بِبَرَد زود به جانداریِ خود پادشهَش
  8. جان به شکرانه کنم صرف گَر آن دانهٔ دُر صدفِ سینهٔ حافظ بُوَد آرامگَهَش

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
لیکَنَش مِهر و وفا نیست خدایا بِدَهَش

مقطع؛ بیت پایانی

جان به شکرانه کنم صرف گَر آن دانهٔ دُر
صدفِ سینهٔ حافظ بُوَد آرامگَهَش

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۸
مصراع
۱۶
واژه
۱۲۶
واژه یکتا
۹۷
نویسه بدون فاصله
۳۹۹
بلندترین مصراع
۳۹ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

عشق و یار

یار (۱)

چشم و اشک

چشم (۱)

گل و باغ

گل (۱)

واژه‌نامه همین غزل

شاهد
در فارسی کلاسیک، زیبارو یا محبوب؛ معنای دقیق با بافت بیت روشن می‌شود.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۸۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک