متن کامل غزل شمارهٔ ۲۵۴
- دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور گلبانگ زد که چشمِ بد از رویِ گُل به دور
- ای گُل به شُکرِ آن که تویی پادشاهِ حُسن با بلبلانِ بیدلِ شیدا مَکُن غرور
- از دستِ غیبتِ تو شکایت نمیکنم تا نیست غیبتی نَبُوَد لذّتِ حضور
- گر دیگران به عیش و طَرَب خُرَّمَند و شاد ما را غمِ نگار بُوَد مایهٔ سُرور
- زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار ما را شرابخانه قصور است و یار حور
- مِی خور به بانگِ چنگ و مخور غصه ور کسی گوید تو را که باده مخور گو هُوَالْغَفُور
- حافظ شکایت از غمِ هجران چه میکنی؟ در هِجر وصل باشد و در ظلمت است نور
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
گلبانگ زد که چشمِ بد از رویِ گُل به دور
مقطع؛ بیت پایانیحافظ شکایت از غمِ هجران چه میکنی؟
در هِجر وصل باشد و در ظلمت است نور
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۳
- واژه یکتا
- ۸۶
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۷
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۲)، بلبل (۱)، سرو (۱)
هجر (۱)، هجران (۱)، وصل (۱)
چنگ (۱)
باده (۱)
زاهد (۱)
پادشاه (۱)
یار (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- زاهد
- کسی که از لذتهای دنیوی پرهیز میکند.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۵۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.