متن کامل غزل شمارهٔ ۲۳۵
- زهی خجسته زمانی که یار بازآید به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
- به پیشِ خیلِ خیالش کشیدم اَبلقِ چشم بدان امید که آن شهسوار بازآید
- اگر نه در خمِ چوگان او رَوَد سَرِ من ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید
- مقیم بر سرِ راهش نشستهام چون گرد بدان هوس که بدین رهگذار بازآید
- دلی که با سرِ زلفین او قراری داد گمان مَبَر که بدان دل قرار بازآید
- چه جورها که کشیدند بلبلان از دی به بویِ آن که دگر نوبهار بازآید
- ز نقش بندِ قضا هست امید آن حافظ که همچو سرو به دستم نگار بازآید
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولزهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید
مقطع؛ بیت پایانیز نقش بندِ قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۰
- واژه یکتا
- ۷۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۱
- بلندترین مصراع
- ۳۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
خم (۱)
یار (۱)
چشم (۱)
سرو (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۳۵ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.