متن کامل غزل شمارهٔ ۲۳۰
- اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
- جهانیان همه گر منعِ من کنند از عشق من آن کنم که خداوندگار فرماید
- طمع ز فیضِ کرامت مَبُر که خُلقِ کریم گنه ببخشد و بر عاشقان بِبَخشاید
- مقیمِ حلقهٔ ذکر است دل بدان امّید که حلقهای ز سرِ زلفِ یار بگشاید
- تو را که حُسنِ خداداده هست و حجلهٔ بخت چه حاجت است که مَشّاطِهات بیاراید
- چمن خوش است و هوا دلکَش است و مِی بیغَش کنون به جز دلِ خوش هیچ در نمیباید
- جمیلهایست عروسِ جهان، ولی هُش دار که این مُخَدَّره در عقدِ کس نمیآید
- به لابه گفتمش ای ماهرُخ چه باشد اگر به یک شِکَر ز تو دلخستهای بیاساید
- به خنده گفت که حافظ خدای را مَپسَند که بوسهٔ تو رخِ ماه را بیالاید
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمیآید
مقطع؛ بیت پایانیبه خنده گفت که حافظ خدای را مَپسَند
که بوسهٔ تو رخِ ماه را بیالاید
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۰
- واژه یکتا
- ۱۰۳
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۲
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
زهد (۱)، ریا (۱)
عشق (۱)، یار (۱)
باده (۱)
حاجت (۱)
چمن (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۳۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.