متن کامل غزل شمارهٔ ۲۱۰
- دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
- دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
- هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی میداد ور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود
- عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشت فتنهانگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود
- منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم دامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود
- بگشا بندِ قبا تا بگشاید دلِ من که گشادی که مرا بود ز پهلویِ تو بود
- به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذر کز جهان میشد و در آرزویِ رویِ تو بود
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
مقطع؛ بیت پایانیبه وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزویِ رویِ تو بود
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۶
- واژه یکتا
- ۷۷
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۲
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
صبا (۱)
شب (۱)
عشق (۱)
مژگان (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۱۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.