متن کامل غزل شمارهٔ ۲۰۰
- دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟ پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
- ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند عیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند
- جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اِکسیر میکنند
- گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
- ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
- تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند باز این سالِکان نگر که چه با پیر میکنند
- صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید خوبان در این معامله تقصیر میکنند
- قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
- فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
- مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟
پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
مقطع؛ بیت پایانیمِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۱۰
- مصراع
- ۲۰
- واژه
- ۱۵۳
- واژه یکتا
- ۱۰۰
- نویسه بدون فاصله
- ۵۰۵
- بلندترین مصراع
- ۳۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عشق (۲)
چنگ (۱)
باده (۱)
وصل (۱)
محتسب (۱)
واژهنامه همین غزل
- پیر مغان
- پیر و پیشوای مغان؛ ترکیبی رایج در زبان غزل حافظ.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
- محتسب
- مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۰۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.