متن کامل غزل شمارهٔ ۱۸۸
- مرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کُنَد که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کُنَد
- کمالِ سِرِّ محبت ببین، نه نقصِ گناه که هر که بیهنر اُفتَد، نظر به عیب کُنَد
- ز عطرِ حورِ بهشت آن نَفَس برآید بوی که خاکِ میکدهٔ ما عَبیر جِیب کُنَد
- چنان زَنَد رَهِ اسلام غمزهٔ ساقی که اجتناب ز صهبا، مگر صُهیب کُنَد
- کلیدِ گنجِ سعادت قبولِ اهلِ دل است مباد آن که در این نکته شَکُّ و رِیب کُنَد
- شبانِ وادیِ اَیمَن گَهی رسد به مراد که چند سال به جان، خدمتِ شُعیب کند
- ز دیده خون بِچکانَد فِسانهٔ حافظ چو یادِ وقتِ زمانِ شَباب و شِیب کُنَد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولمرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کُنَد
که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کُنَد
مقطع؛ بیت پایانیز دیده خون بِچکانَد فِسانهٔ حافظ
چو یادِ وقتِ زمانِ شَباب و شِیب کُنَد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۷
- واژه یکتا
- ۸۴
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۳
- بلندترین مصراع
- ۴۱ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
ساقی (۱)، میکده (۱)
عشق (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- میکده
- هممعنای میخانه در زبان شعر.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۸۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.