متن کامل غزل شمارهٔ ۱۷۹
- رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
- من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
- چو پردهدار به شمشیر میزند همه را کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
- چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟ چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
- سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»
- غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه! که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
- توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
- بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»
- ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولرسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
مقطع؛ بیت پایانیز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۴
- واژه یکتا
- ۹۶
- نویسه بدون فاصله
- ۴۶۰
- بلندترین مصراع
- ۴۱ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۱)، جام (۱)
یار (۱)، جانان (۱)
وصل (۱)
صبح (۱)
واژهنامه همین غزل
- رقیب
- نگهبان یا مدعیِ دیگر در زبان غزل.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۷۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.