متن کامل غزل شمارهٔ ۱۷۱
- دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد کز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
- خاکِ وجود ما را، از آبِ دیده گِل کن ویرانسرایِ دل را، گاهِ عمارت آمد
- این شرحِ بینهایت، کز زلفِ یار گفتند حرفیست از هزاران، کاَندر عبارت آمد
- عیبم بپوش زنهار، ای خرقهٔ مِیآلود کآن پاکِ پاکدامن، بهرِ زیارت آمد
- امروز جایِ هر کس، پیدا شود ز خوبان کآن ماهِ مجلسافروز، اندر صدارت آمد
- بر تختِ جم که تاجش، معراجِ آسمان است همّت نگر که موری، با آن حقارت آمد
- از چشمِ شوخش ای دل! ایمانِ خود نگه دار کآن جادویِ کمانکش، بر عزمِ غارت آمد
- آلودهای تو حافظ، فیضی ز شاه درخواه کآن عنصرِ سَماحت، بهرِ طهارت آمد
- دریاست مجلسِ او، دَریاب وقت و دُر یاب هان ای زیانرسیده وقتِ تجارت آمد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
کز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
مقطع؛ بیت پایانیدریاست مجلسِ او، دَریاب وقت و دُر یاب
هان ای زیانرسیده وقتِ تجارت آمد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۴
- واژه یکتا
- ۱۰۶
- نویسه بدون فاصله
- ۴۵۲
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
شاه (۱)، تخت (۱)
چشم (۱)، دیده (۱)
خرقه (۱)
یار (۱)
گل (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۷۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.