متن کامل غزل شمارهٔ ۱۶۰
- خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد نه من بسوزم و او شمعِ انجمن باشد
- من آن نگینِ سلیمان به هیچ نَسْتانَم که گاه گاه بر او دستِ اهرمن باشد
- روا مدار خدایا که در حریمِ وصال رقیب محرم و حِرمان نصیبِ من باشد
- هُمای گو مَفِکَن سایهٔ شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشد
- بیانِ شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
- هوایِ کویِ تو از سر نمیرود آری غریب را دلِ سرگشته با وطن باشد
- به سانِ سوسن اگر دَهزبان شود حافظ چو غنچه پیشِ تواش مُهر بر دهن باشد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولخوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد
نه من بسوزم و او شمعِ انجمن باشد
مقطع؛ بیت پایانیبه سانِ سوسن اگر دَهزبان شود حافظ
چو غنچه پیشِ تواش مُهر بر دهن باشد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۷
- واژه یکتا
- ۸۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۵
- بلندترین مصراع
- ۳۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
یار (۲)
حاجت (۱)
وصال (۱)
غنچه (۱)
واژهنامه همین غزل
- رقیب
- نگهبان یا مدعیِ دیگر در زبان غزل.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۶۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.