رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۱۵۱ حافظ

دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۵۱

۷ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۱

نسخه گنجور
  1. دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمی‌ارزد
  2. به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمی‌گیرند زهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد
  3. رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رُخ برتاب چه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمی‌ارزد؟
  4. شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمی‌ارزد
  5. چه آسان می‌نمود اول غمِ دریا به بوی سود غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد
  6. تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانی که شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمی‌ارزد
  7. چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمی‌ارزد

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد
به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمی‌ارزد

مقطع؛ بیت پایانی

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر
که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمی‌ارزد

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۷
مصراع
۱۴
واژه
۱۳۵
واژه یکتا
۸۷
نویسه بدون فاصله
۴۱۶
بلندترین مصراع
۴۴ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باده و بزم

ساغر (۱)

شاه و دربار

تاج (۱)

واژه‌نامه همین غزل

ساغر
جام شراب.
دلق
جامه وصله‌دار درویشان.
کوی
محله، گذر یا جایگاه اقامت.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۵۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک