متن کامل غزل شمارهٔ ۱۴۰
- دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
- یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
- گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
- شوخی مکن که مرغِ دلِ بیقرارِ من سودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد
- هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من کاری که کرد دیدهٔ من، بینظر نکرد
- من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
مقطع؛ بیت پایانیمن ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۶
- مصراع
- ۱۲
- واژه
- ۹۱
- واژه یکتا
- ۷۰
- نویسه بدون فاصله
- ۲۸۹
- بلندترین مصراع
- ۳۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چشم (۱)، دیده (۱)
نسیم (۱)
سفر (۱)
سحر (۱)
دلبر (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۴۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.