متن کامل غزل شمارهٔ ۱۲۶
- جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
- با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
- هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد
- سرمنزلِ فراغت نَتْوان ز دست دادن ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
- چنگِ خمیدهقامت میخوانَدَت به عشرت بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد
- ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد
- احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد
- گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان کان شوخِ سربریده بندِ زبان ندارد
- کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولجان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
مقطع؛ بیت پایانیکس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۹
- واژه یکتا
- ۱۰۰
- نویسه بدون فاصله
- ۴۷۶
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چنگ (۱)
باد (۱)
محتسب (۱)
جانان (۱)
واژهنامه همین غزل
- محتسب
- مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
- رقیب
- نگهبان یا مدعیِ دیگر در زبان غزل.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۲۶ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.