متن کامل غزل شمارهٔ ۱۱۲
- آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
- وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد
- من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد
- گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
- خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد
- بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
- در کفِ غصه دوران، دلِ حافظ خون شد از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولآن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد
مقطع؛ بیت پایانیدر کفِ غصه دوران، دلِ حافظ خون شد
از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۴
- واژه یکتا
- ۸۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۶۵
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۱)، سرو (۱)
صبا (۱)
فراق (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۱۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.