متن کامل غزل شمارهٔ ۱۰۲
- دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد من نیز دل به باد دهم، هر چه باد باد
- کارم بدان رسید که همرازِ خود کنم هر شام برق لامِع و هر بامداد باد
- در چینِ طرهٔ تو دل بی حِفاظِ من هرگز نگفت مسکنِ مألوف یاد باد
- امروز قدرِ پندِ عزیزان شناختم یا رب روانِ ناصحِ ما از تو شاد باد
- خون شد دلم به یادِ تو هر گَه که در چمن بندِ قبایِ غنچهٔ گل میگشاد باد
- از دست رفته بود وجودِ ضعیفِ من صبحم به بویِ وصلِ تو جان باز داد، باد
- حافظ نهادِ نیکِ تو کامت بر آورد جانها فدایِ مردمِ نیکو نهاد باد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
من نیز دل به باد دهم، هر چه باد باد
مقطع؛ بیت پایانیحافظ نهادِ نیکِ تو کامت بر آورد
جانها فدایِ مردمِ نیکو نهاد باد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۹
- واژه یکتا
- ۸۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۱
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باد (۱۰)
گل (۱)، چمن (۱)، غنچه (۱)
یا رب (۱)
وصل (۱)
سفر (۱)
شام (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۰۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.