متن کامل غزل شمارهٔ ۴۹۱
- به چشم کردهام ابرویِ ماهسیمایی خیالِ سبزخطی، نقش بستهام جایی
- امید هست که منشورِ عشقبازیِ من از آن کمانچهٔ ابرو رسد به طُغرایی
- سَرم زِ دست بشد، چشم از انتظار بسوخت در آرزویِ سر و چشمِ مجلسآرایی
- مُکدّر است دِل، آتش به خرقه خواهم زد بیا! ببین! که کِرا میکُند تماشایی
- به روزِ واقعه، تابوتِ ما زِ سرو کنید که میرَویم به داغِ بلندبالایی
- زمامِ دِل به کسی دادِهام منِ دَرویش که نیستش به کس از تاج و تخت، پروایی
- در آن مَقام که خوبان ز غَمزه، تیغ زنند عجب مدار سَری اوفتاده در پایی
- مرا که از رخِ او، ماه در شبستان است کجا بود به فروغِ ستاره، پروایی؟
- فراق و وصل چه باشد؟ رضایِ دوست طلب که حیف باشد از او، غیرِ او، تمنایی
- دُرَر ز شوق برآرند ماهیان به نثار اگر سفینهٔ حافظ رسد به دریایی
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبه چشم کردهام ابرویِ ماهسیمایی
خیالِ سبزخطی، نقش بستهام جایی
مقطع؛ بیت پایانیدُرَر ز شوق برآرند ماهیان به نثار
اگر سفینهٔ حافظ رسد به دریایی
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۱۰
- مصراع
- ۲۰
- واژه
- ۱۴۷
- واژه یکتا
- ۱۰۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۸۶
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
فراق (۱)، وصل (۱)، انتظار (۱)
چشم (۳)
تاج (۱)، تخت (۱)
خرقه (۱)
عشق (۱)
سرو (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۹۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.