رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۲۳۷ حافظ

نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید

متن کامل غزل شمارهٔ ۲۳۷

۹ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۷

نسخه گنجور
  1. نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید فغان که بختِ من از خواب در نمی‌آید
  2. صبا به چشمِ من انداخت خاکی از کویش که آبِ زندگیم در نظر نمی‌آید
  3. قدِ بلندِ تو را تا به بَر نمی‌گیرم درختِ کام و مرادم به بَر نمی‌آید
  4. مگر به رویِ دلارایِ یارِ ما ور نی به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید
  5. مقیمِ زلفِ تو شد دل که خوش سَوادی دید وز آن غریبِ بلاکش خبر نمی‌آید
  6. ز شَستِ صدق گشادم هزار تیرِ دعا ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید
  7. بسم حکایتِ دل هست با نسیمِ سحر ولی به بختِ من امشب سحر نمی‌آید
  8. در این خیال به سر شد زمانِ عمر و هنوز بلایِ زلفِ سیاهت به سر نمی‌آید
  9. ز بس که شد دلِ حافظ رمیده از همه کس کنون ز حلقهٔ زلفت به در نمی‌آید

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
فغان که بختِ من از خواب در نمی‌آید

مقطع؛ بیت پایانی

ز بس که شد دلِ حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقهٔ زلفت به در نمی‌آید

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۹
مصراع
۱۸
واژه
۱۴۶
واژه یکتا
۸۹
نویسه بدون فاصله
۴۲۱
بلندترین مصراع
۳۷ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باد و صبا

صبا (۱)، نسیم (۱)

صبح و شب

سحر (۲)

آواز و ساز

نی (۱)

دعا و نیایش

دعا (۱)

عشق و یار

یار (۱)

چشم و اشک

چشم (۱)

واژه‌نامه همین غزل

صبا
باد ملایم و خوش صبحگاهی.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۳۷ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک