رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۲۳۲ حافظ

بر سرِ آنم که گر ز دست برآید

متن کامل غزل شمارهٔ ۲۳۲

۸ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۲

نسخه گنجور
  1. بر سرِ آنم که گر ز دست برآید دست به‌کاری زنم که غصّه سرآید
  2. خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید
  3. صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید
  4. بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیا چند نشینی که خواجه کی به درآید
  5. تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابی از نظرِ رهرُوی که در گذر آید
  6. صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید
  7. بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِر باغ شود سبز و شاخِ گُل به بر‌آید
  8. غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست به‌کاری زنم که غصّه سرآید

مقطع؛ بیت پایانی

غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۸
مصراع
۱۶
واژه
۱۱۱
واژه یکتا
۸۱
نویسه بدون فاصله
۳۵۱
بلندترین مصراع
۳۲ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

گل و باغ

گل (۱)، باغ (۱)، بلبل (۱)

باده و بزم

میخانه (۱)

صبح و شب

شب (۱)

عشق و یار

عاشق (۱)

واژه‌نامه همین غزل

میخانه
جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۳۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک