متن کامل غزل شمارهٔ ۲۰۸
- خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد
- ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود
- خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود
- دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود
- گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود
- چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیست نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود
- حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولخستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد
مقطع؛ بیت پایانیحافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه
هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۲
- واژه یکتا
- ۷۵
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۵
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
شاه (۱)
عشق (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- پیر مغان
- پیر و پیشوای مغان؛ ترکیبی رایج در زبان غزل حافظ.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۰۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.