رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۱۴۹ حافظ

دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۴۹

۱۴ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۹

نسخه گنجور
  1. دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد ز هر در می‌دهم پندش، ولیکن در نمی‌گیرد
  2. خدا را ای نصیحت‌گو، حدیثِ ساغر و مِی گو که نقشی در خیالِ ما، از این خوش‌تر نمی‌گیرد
  3. بیا ای ساقی گُل‌رُخ‌، بیاور بادهٔ رنگین که فکری در درونِ ما، از این بهتر نمی‌گیرد
  4. صُراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند عجب‌! گر آتشِ این زَرْق در دفتر نمی‌گیرد
  5. من این دَلقِ مُرَقَّع را، بخواهم سوختن روزی که پیرِ مِی فروشانش‌، به جامی بر نمی‌گیرد
  6. از آن رو هست یاران را، صفا‌ها با مِی لَعلَش که غیر از راستی نقشی، در آن جوهر نمی‌گیرد
  7. سر و چَشمی چُنین دلکَش، تو گویی چشم از او بردوز؟ برو کاین وعظ بی‌معنی‌، مرا در سر نمی‌گیرد
  8. نصیحتگو‌‌یِ رندان را، که با حکمِ قضا جنگ است دلش بس تنگ می‌بینم، مگر ساغر نمی‌گیرد
  9. میانِ گریه می‌خندم‌، که چون شمع اندر این مجلس زبانِ آتشینم هست، لیکن در نمی‌گیرد
  10. چه خوش صیدِ دلم کردی، بنازم چَشمِ مستت را که کَس مُرغانِ وحشی را، از این خوش‌تر نمی‌گیرد
  11. سخن در احتیاجِ ما و اِسْتِغنا‌یِ معشوق است چه سود افسونگر‌ی ای دل؟ که در دلبر نمی‌گیرد
  12. من آن آیینه را روزی، به دست آرَم سِکَنْدَر‌وار اگر می‌گیرد این آتش زمانی‌، ور نمی‌گیرد
  13. خدا را رحمی ای مُنْعِم‌، که درویشِ سرِ کویت دری دیگر نمی‌داند، رهی دیگر نمی‌گیرد
  14. بدین شعرِ ترِ شیرین‌، ز شاهنشَه عجب دارم که سر تا پایِ حافظ را، چرا در زر نمی‌گیرد

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد
ز هر در می‌دهم پندش، ولیکن در نمی‌گیرد

مقطع؛ بیت پایانی

بدین شعرِ ترِ شیرین‌، ز شاهنشَه عجب دارم
که سر تا پایِ حافظ را، چرا در زر نمی‌گیرد

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۱۴
مصراع
۲۸
واژه
۲۶۵
واژه یکتا
۱۵۲
نویسه بدون فاصله
۸۲۴
بلندترین مصراع
۴۸ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باده و بزم

باده (۱)، ساقی (۱)، ساغر (۲)

دعا و نیایش

خدا (۲)

عشق و یار

معشوق (۱)، دلبر (۱)

چشم و اشک

چشم (۲)

گل و باغ

گل (۱)

واژه‌نامه همین غزل

ساقی
جام‌گردان و کسی که نوشیدنی در مجلس می‌گرداند.
ساغر (۲ بار)
جام شراب.
دلق
جامه وصله‌دار درویشان.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۴۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک