رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۱۴۲ حافظ

دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۴۲

۶ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۲

نسخه گنجور
  1. دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
  2. آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنید تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
  3. مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشق راهِ مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد
  4. نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقهٔ زاهد، مِی انگوری کرد
  5. غنچهٔ گُلبُنِ وصلم ز نسیمش بِشِکُفت مرغ خوشخوان طرب از برگِ گلِ سوری کرد
  6. حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود عِرض و مال و دل و دین در سرِ مغروری کرد

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد

مقطع؛ بیت پایانی

حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود
عِرض و مال و دل و دین در سرِ مغروری کرد

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۶
مصراع
۱۲
واژه
۹۶
واژه یکتا
۷۶
نویسه بدون فاصله
۳۱۰
بلندترین مصراع
۳۹ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

زهد و خانقاه

زاهد (۱)، خرقه (۱)، محتسب (۱)

گل و باغ

گل (۱)، غنچه (۱)

آواز و ساز

مطرب (۱)

دوری و دیدار

دوری (۱)

راه و سفر

راه (۱)

عشق و یار

عشق (۱)

واژه‌نامه همین غزل

خرقه
جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
محتسب
مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
زاهد
کسی که از لذت‌های دنیوی پرهیز می‌کند.
مطرب
نوازنده یا خواننده مجلس.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۴۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک