خرید یک گوشی چند میلیون دلاری از دیدگاه اقتصادی معمولاً یک سرمایهگذاری پرریسک محسوب میشود. برخلاف ساعتهای لوکس یا خودروهای کلاسیک، تکنولوژی به سرعت مستهلک و منسوخ میشود. یک آیفون با بدنه طلا، همچنان از همان باتری و پردازندهای استفاده میکند که عمر محدودی دارند.
با این حال، برخی گوشیها استثنا هستند و در طول زمان افزایش قیمت را تجربه کردهاند. برای مثال، اولین نسخه آیفون (۲۰۰۷) اگر به صورت آکبند و در بستهبندی اصلی باشد، در حراجیها تا ۲۰۰ هزار دلار فروخته شده است.
در اینجا ارزش نه در متریال، بلکه در اهمیت تاریخی دستگاه نهفته است.
گوشیهای سفارشی مانند آثار استوارت هیوز، بیشتر به دلیل وزن سنگهای قیمتیشان ارزش دارند. در واقع خریدار پول را بابت الماس و طلا پرداخت میکند، نه تکنولوژی موبایل. اگر روزی گوشی از کار بیفتد، جواهرات آن همچنان ارزش بازاری خود را حفظ خواهند کرد.
یکی از مشکلات اصلی در فروش مجدد این گوشیها، یافتن خریدار در بازار محدود (Niche Market) است. خانههای حراج بزرگ مانند ساتبیز (Sotheby's) به ندرت به سراغ گوشیهای موبایل میروند مگر اینکه متعلق به شخصیت بسیار مشهوری باشند. بنابراین نقدشوندگی این داراییها بسیار پایینتر از طلا یا ارز است.
از سوی دیگر، هزینههای نگهداری و بیمه این گوشیها سرسامآور است. تصور کنید هزینه تعمیر نمایشگر گوشی که دور آن با الماس پوشانده شده چقدر خواهد بود. همچنین ریسکهای امنیتی و سرقت، تملک چنین دستگاهی را در فضاهای عمومی بسیار دشوار و استرسزا میکند.
برای اکثر خریداران، این گوشیها نه یک ابزار سرمایهگذاری، بلکه روشی برای نشان دادن جایگاه اجتماعی هستند. در دنیای ثروتمندان، داشتن چیزی که دیگران نمیتوانند داشته باشند، ارزشی فراتر از سود مالی دارد. این گوشیها در واقع «بیانیههای بصری» ثروت هستند تا ابزارهای مالی.
در مجموع، اگر به قصد سودآوری به دنبال خرید گرانترین گوشیها هستید، احتمالاً ناامید خواهید شد. اما اگر به دنبال تملک یک اثر هنری منحصربهفرد هستید که ترکیبی از جواهرسازی و تکنولوژی باشد، این بازار جذابیتهای خاص خود را دارد.