او گفت: «من چیزی را دیدم که آنان ندیدند و مُشتی از خاک پای [اسبِ] فرستاده [= جبرئیل] را برداشتم و [در پیكر گوساله] انداختم و [هوای] نفسم [این کار را] اینچنین برایم آراست».
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
او گفت: «من چیزی را دیدم که آنان ندیدند و مُشتی از خاک پای [اسبِ] فرستاده [= جبرئیل] را برداشتم و [در پیكر گوساله] انداختم و [هوای] نفسم [این کار را] اینچنین برایم آراست».
[موسی] گفت: «پس برو. بیتردید، بهرۀ تو در زندگى این است كه [چنان مطرود شوی که به مردم] بگویى: "[به من] دست نزنید"؛ و وعدهگاهی [برای عذاب] خواهی داشت كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد؛ و [اکنون] به آن معبودی كه پیوسته در عبادتش بودی بنگر؛ آن را مىسوزانیم، آنگاه [که کاملاً خاكستر شد،] در دریا پراکندهاش میسازیم».