اما آن کشتی، از آنِ بینوایانی بود که در دریا کار میکردند؛ خواستم معیوبش کنم؛ [زیرا] پیش راهشان [در دریا] پادشاهی [ستمکار] بود که هر کشتی [سالمی] را به زور میگرفت.
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
پس به راه افتادند تا به اهالی شهری رسیدند [و] از آنان غذا خواستند؛ [اما آنان] از مهمانکردنشان خودداری کردند. سپس در آنجا دیواری یافتند که میخواست فرو بریزد و [خضر] آن را راست و استوار کرد. [موسی] گفت: «اگر میخواستی، [میتوانستی] برای آن [کار، از آنان] مزدی بگیری».
اما آن کشتی، از آنِ بینوایانی بود که در دریا کار میکردند؛ خواستم معیوبش کنم؛ [زیرا] پیش راهشان [در دریا] پادشاهی [ستمکار] بود که هر کشتی [سالمی] را به زور میگرفت.
و اما آن دیوار، از دو پسربچۀ یتیم در آن شهر بود و گنجی زیر آن بود که به آن دو تعلق داشت و پدرشان [نیز] مردی درستکار بود؛ پس پروردگارت خواست که [آن دو یتیم] به حد بلوغ برسند و گنج خویش را [از زیر آن دیوار] بیرون آورند. این رحمتی از جانب پروردگار تو بود و من این [کارها] را خودسرانه نکردم. این بود توضیح [و دلیل] کارهایی که نتوانستی در برابرش شکیبایی کنی».