فَقَرَّبَهُ إِلَيهِم قالَ أَلا تَأكُلونَ
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
نشانی ثابت این آیه برای خواندن متن، معنی و آیات اطراف.
فَقَرَّبَهُ إِلَيهِم قالَ أَلا تَأكُلونَ
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
هَل أَتىٰكَ حَديثُ ضَيفِ إِبرٰهيمَ المُكرَمينَ
[ای پیامبر] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟
إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ سَلٰمٌ قَومٌ مُنكَرونَ
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
فَراغَ إِلىٰ أَهلِهِ فَجاءَ بِعِجلٍ سَمينٍ
آنگاه آهسته نزد خانوادۀ خود رفت و گوسالهاى فربه [و بریان براى پذیرایى] آورد.
فَقَرَّبَهُ إِلَيهِم قالَ أَلا تَأكُلونَ
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
فَأَوجَسَ مِنهُم خيفَةً قالوا لا تَخَف وَبَشَّروهُ بِغُلٰمٍ عَليمٍ
[چون دست به غذا نزدند] از آنان احساس ترس كرد؛ گفتند: نترس [ما فرشتهایم]؛ و او را به [تولد] پسرى دانا بشارت دادند.
فَأَقبَلَتِ امرَأَتُهُ فى صَرَّةٍ فَصَكَّت وَجهَها وَقالَت عَجوزٌ عَقيمٌ
همسرش با فریاد [و شگفتى] پیش آمد و در حالى كه به صورت خود مىزد گفت: «پیرزنى نازا [فرزند میزاید]؟!»
قالوا كَذٰلِكِ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الحَكيمُ العَليمُ
[فرشتگان] گفتند: «پروردگارت اینچنین فرموده است؛ و بیگمان، او حکیمِ داناست».
منبع متن، ترجمه و دادههای صفحه جدا از توضیح تحریریه ثبت شده تا بتوانی هر بخش را مستقل بررسی کنی.