إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ سَلٰمٌ قَومٌ مُنكَرونَ
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
نشانی ثابت این آیه برای خواندن متن، معنی و آیات اطراف.
إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ سَلٰمٌ قَومٌ مُنكَرونَ
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
وَفِى السَّماءِ رِزقُكُم وَما توعَدونَ
و رِزق و روزیتان و آنچه [از کیفر و پاداش و خیر و شر که] به شما وعده داده میشود، در آسمان است.
فَوَرَبِّ السَّماءِ وَالأَرضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثلَ ما أَنَّكُم تَنطِقونَ
سوگند به پروردگار آسمان و زمین كه وعده[ی قیامت و پاداش و عذاب] همچون سخن گفتنتان، حقیقی و قطعى است.
هَل أَتىٰكَ حَديثُ ضَيفِ إِبرٰهيمَ المُكرَمينَ
[ای پیامبر] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟
إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ سَلٰمٌ قَومٌ مُنكَرونَ
آنگاه که بر او وارد شدند و سلام گفتند، او گفت: «سلام» [و زیر لب گفت:] «گروهى ناشناسند».
فَراغَ إِلىٰ أَهلِهِ فَجاءَ بِعِجلٍ سَمينٍ
آنگاه آهسته نزد خانوادۀ خود رفت و گوسالهاى فربه [و بریان براى پذیرایى] آورد.
فَقَرَّبَهُ إِلَيهِم قالَ أَلا تَأكُلونَ
[او غذا را] نزد آنان گذاشت [و چند لحظه بعد] گفت: «آیا نمیخورید؟»
فَأَوجَسَ مِنهُم خيفَةً قالوا لا تَخَف وَبَشَّروهُ بِغُلٰمٍ عَليمٍ
[چون دست به غذا نزدند] از آنان احساس ترس كرد؛ گفتند: نترس [ما فرشتهایم]؛ و او را به [تولد] پسرى دانا بشارت دادند.
منبع متن، ترجمه و دادههای صفحه جدا از توضیح تحریریه ثبت شده تا بتوانی هر بخش را مستقل بررسی کنی.