پس در حالی که او [= زکریا] ایستاده در عبادتگاه [خود] نماز میخواند، فرشتگان او را ندا دادند که: «الله تو را به [ولادتِ] یحیی بشارت میدهد [که] تصدیقکنندۀ کلمۀ الله [= عیسی] است و [در علم و عبادت، بر قوم خویش] سرور است و پارساست [= به شهوات توجهی ندارد] و پیامبری از شایستگان است».
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
پس هنگامی که او را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا، من او را دختر زادهام ـ ولی الله به آنچه او به دنیا آورده بود، داناتر بود ـ و پسر همانند دختر نیست، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از [شرِ] شیطانِ راندهشده، در پناه تو قرار مىدهم».
آنگاه پروردگارش او [= مریم] را به نیکویی پذیرفت و [نهالِ وجودش را] به شیوۀ شایستهای پرورش داد و سرپرستیاش را به زکریا سپرد. هر گاه زکریا وارد عبادتگاه [او] میشد، نزدش غذایی مییافت [پس با شگفتی] میگفت: «ای مریم، این [غذا] از کجا برایت آمده است؟» [مریم] میگفت: «این [غذا] از جانب الله است. بیگمان، الله به هر کس بخواهد، بیشمار روزی میبخشد».
پس در حالی که او [= زکریا] ایستاده در عبادتگاه [خود] نماز میخواند، فرشتگان او را ندا دادند که: «الله تو را به [ولادتِ] یحیی بشارت میدهد [که] تصدیقکنندۀ کلمۀ الله [= عیسی] است و [در علم و عبادت، بر قوم خویش] سرور است و پارساست [= به شهوات توجهی ندارد] و پیامبری از شایستگان است».
[زکریا] گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت، حال آنکه پیری به سراغم آمده و همسرم [نیز] نازاست؟» [الله] فرمود: «[امر آفرینش] چنین است [که] الله هر چه بخواهد، انجام مىدهد».
[زکریا] گفت: «پروردگارا، برایم نشانهای قرار بده»؛ [الله] فرمود: «نشانهات این است که سه [شبانه] روز، [بدون اینکه بیمار باشی] جز با اشاره، قادر به سخن گفتن با مردم نیستی [پس صبور باش] و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و صبحگاهان [او را] تسبیح گوی».