یا همچون آن کس که از شهری [ویران و متروک] که سقفها و دیوارهایش فروریخته بود گذشت، [و با خود] گفت: «چگونه الله [اهالی] این [دیار] را پس از مرگشان زنده میکند؟» پس الله او را [به مدت] صد سال میراند سپس او را زنده کرد [و به او] فرمود: «چه مدت [در این حال] ماندهای؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز [در این حال] ماندهام». فرمود: «چنین نیست؛ صد سال [در چنین حالی] ماندهای. به خوردنی و نوشیدنیات بنگر که [رنگ و طعم آن] با گذشت زمان دگرگون نشده است و به اُلاغِ خود بنگر [که چگونه متلاشی شده است. ما چنین کردیم تا به سؤالت پاسخ گوییم] و تو را برای مردم نشانهای [در مورد معاد] قرار دهیم. [اکنون] به استخوانهای آن [مرکب سواری خود] نگاه کن که چگونه آنها را برداشته و به هم پیوند میدهیم و سپس گوشت بر آن میپوشانیم». پس هنگامی که [قدرت الهی بر زنده کردن مردگان] برایش آشکار شد، گفت: «[به یقین] میدانم که الله بر هر کاری تواناست».
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
در [پذیرش] دین، هیچ اجباری نیست؛ به راستی که راه راست [و هدایت] از راه انحراف [و گمراهی] روشن شده است؛ پس هر کس به طاغوت [= هر آنچه به جای الله عبادت میشود] کفر بورزد و به الله ایمان بیاورد، قطعاً به محكمترین دستاویز چنگ زده است كه هرگز نخواهد گسست؛ و الله شنواى داناست.
الله یاور [و کارسازِ] کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبَرد؛ و کسانی که کافر شدند، [کارساز و] یاورشان طاغوت است [که] آنان را از نور [ایمان و علم] به سوی تاریکیها[ی کفر و نادانی] بیرون میبَرد. آنان اهل آتش هستند [و] در آن جاودانند.
[ای پیامبر،] آیا [داستان] آن شخص [= نمرود] را ندانستهای که از [سرمستیِ] آنکه الله به او فرمانروایی بخشیده بود با ابراهیم دربارۀ پروردگارش مجادله میکرد؟ هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگار من ذاتی است که زنده میکند و میمیرانَد». [نمرود] گفت: «من [نیز] زنده میکنم و میمیرانم». ابراهیم گفت: «الله خورشید را از مشرق [بیرون] میآورَد؛ پس تو آن را از مغرب بیاور». [آنگاه] آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت شد [و از ارائه دلیل ناتوان ماند]؛ و الله ستمکاران را هدایت نمیکند.
یا همچون آن کس که از شهری [ویران و متروک] که سقفها و دیوارهایش فروریخته بود گذشت، [و با خود] گفت: «چگونه الله [اهالی] این [دیار] را پس از مرگشان زنده میکند؟» پس الله او را [به مدت] صد سال میراند سپس او را زنده کرد [و به او] فرمود: «چه مدت [در این حال] ماندهای؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز [در این حال] ماندهام». فرمود: «چنین نیست؛ صد سال [در چنین حالی] ماندهای. به خوردنی و نوشیدنیات بنگر که [رنگ و طعم آن] با گذشت زمان دگرگون نشده است و به اُلاغِ خود بنگر [که چگونه متلاشی شده است. ما چنین کردیم تا به سؤالت پاسخ گوییم] و تو را برای مردم نشانهای [در مورد معاد] قرار دهیم. [اکنون] به استخوانهای آن [مرکب سواری خود] نگاه کن که چگونه آنها را برداشته و به هم پیوند میدهیم و سپس گوشت بر آن میپوشانیم». پس هنگامی که [قدرت الهی بر زنده کردن مردگان] برایش آشکار شد، گفت: «[به یقین] میدانم که الله بر هر کاری تواناست».
و [ای پیامبر، یاد کن از] هنگامی که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟» [الله] فرمود: «مگر ایمان نیاوردهای؟» گفت: «بله؛ ولی [میخواهم] قلبم آرام بگیرد». فرمود: «پس چهار پرنده بگیر [و آنها را ذبح] و ریزهریزه كن [و درهم بیامیز]، سپس بر هر كوهى پارهاى از آنها را بگذار [و] آنگاه آنها را [به سوی خود] فراخوان؛ [خواهی دید که زنده میشوند و] شتابان به سوی تو میآیند؛ و [ای ابراهیم،] بدان که الله شکستناپذیرِ حکیم است».
مَثَل [اجر و ثواب] کسانی که اموال خود را در راه الله انفاق میکنند، همانند دانهای است که هفت خوشه میرویانَد که در هر خوشه یکصد دانه است؛ و الله برای هر کس بخواهد [پاداش او را] چند برابر میکند و الله گشایشگرِ داناست.
الَّذينَ يُنفِقونَ أَموٰلَهُم فى سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتبِعونَ ما أَنفَقوا مَنًّا وَلا أَذًى لَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَلا هُم يَحزَنونَ
کسانی که اموالشان را در راه الله میبخشند و در پیِ بخشش خود، منّت و آزار روا نمیدارند، پاداش آنان نزد پروردگارشان [محفوظ] است؛ نه ترسی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.