و قوم موسی پس از [رفتنِ] او [به کوه طور،] از زیورهایشان مجسمۀ گوسالهای را ساختند [و عبادت کردند] که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. آیا نمیدیدند که [آن پیکرِ بیجان] با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟ آن را [معبود] گرفتند و [به خاطر این شرک، نسبت به خویش] ستمكار بودند.
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
و در الواح [تورات] براى او در هر موردى پندى [آوردیم] و براى هر امری شرحی نگاشتیم [و به موسی فرمودیم:] «آن را با جدیّت بگیر و به قومت دستور بده که نیکوترین آنها را فراگیرند [و به آن عمل کنند]؛ و به زودی [جایگاه و] سرای نافرمانان را به شما نشان خواهم داد».
به زودی کسانی را که به ناحق در زمین [برتریجویی و] تکبر میکنند، از [فهمِ] آیات خویش باز خواهم داشت [چنان كه] اگر هر نشانهاى [از قدرتم] را بنگرند، به آن ایمان نیاورند و اگر راهِ حق را ببینند، آن را در پیش نگیرند و اگر راهِ گمراهی را ببینند آن را برگزینند. این [مجازات،] برای آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند.
و قوم موسی پس از [رفتنِ] او [به کوه طور،] از زیورهایشان مجسمۀ گوسالهای را ساختند [و عبادت کردند] که صدایی [همچون صدای گوساله] داشت. آیا نمیدیدند که [آن پیکرِ بیجان] با آنان سخن نمیگوید و آنان را به راهی هدایت نمیکند؟ آن را [معبود] گرفتند و [به خاطر این شرک، نسبت به خویش] ستمكار بودند.
و چون [از کردۀ خویش] پشیمان شدند و دیدند که به راستی گمراه شدهاند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، مسلّماً زیانکار خواهیم بود».
و چون موسی به سوی قومش بازگشت [و آنان را بر شرک و گمراهی یافت،] با خشم و اندوه گفت: «پس از من، چه بد جانشینی کردید! آیا از حکم پروردگارتان پیشی گرفتید؟» و [آنگاه] الواح را انداخت و [ریش و موی] سرِ برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید. [هارون] گفت: «ای پسرِ مادرم، به راستی این قوم، مرا ناتوان پنداشتند [و تحقیر کردند] و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمنان را با [سرزنش] من شادمان نکن و مرا در زمرۀ گروه ستمکار [و نافرمان] قرار نده».