بیوگرافی ویل اسمیت؛ از موسیقی رپ تا درخشش در هالیوود
ویل اسمیت یکی از پولسازترین و محبوبترین بازیگران هالیوود است که کار خود را با موسیقی رپ آغاز کرد. در این مقاله جامع، به بررسی زندگی شخصی، جوایز و کارنامه هنری درخشان او پرداختهایم.
م
مدیر سیستم
نویسنده
01 May 2026
104 بازدید
1 دقیقه مطالعه
ویلارد کارول اسمیت دوم مشهور به ویل اسمیت در سال ۱۹۶۸ در فیلادلفیا متولد شد. او فعالیت هنری خود را با موسیقی رپ آغاز کرد. ویل با نام مستعار «فرش پرنس» به سرعت به شهرت جهانی رسید. او اولین جایزه گرمی تاریخ موسیقی رپ را در سال ۱۹۸۹ دریافت کرد.
سریال کمدی «The Fresh Prince of Bel-Air» اولین حضور جدی او در تلویزیون بود. این اثر محبوبیت او را در میان خانوادههای آمریکایی تثبیت کرد. ویل اسمیت با این سریال به ستارهای محبوب و پولساز تبدیل شد. او استعداد کمدی و بازیگری خود را به رخ جهانیان کشید.
او به پادشاه گیشه در صنعت سینمای هالیوود شهرت دارد. هشت فیلم متوالی او فروش بیش از صد میلیون دلاری را تجربه کردند. آثاری مثل «من، ربات» و «مردان سیاهپوش» رکوردهای تجاری زیادی را شکستند. او قدرت بینظیری در جذب مخاطب در سطح جهانی دارد.
ویل اسمیت سرانجام در سال ۲۰۲۲ جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را برد. او این افتخار بزرگ را برای بازی در فیلم «شاه ریچارد» کسب کرد. این جایزه نقطه اوج کارنامه هنری پرفراز و نشیب او محسوب میشود. او همواره میان سینمای تجاری و آثار درام تعادل برقرار میکند.
او امروزه یکی از تاثیرگذارترین چهرههای تاریخ صنعت سرگرمی جهان است. ویل اسمیت در حوزههای نویسندگی و تهیهکنندگی نیز فعالیتهای بسیار جدی دارد. زندگی حرفهای او الهامبخش بسیاری از هنرمندان و جوانان مستعد است. او همچنان به عنوان یک نماد فرهنگی و هنری شناخته میشود.
نکات کلیدی این مقاله:
۴ جایزه گرمی برای فعالیتهای درخشان در موسیقی رپ و هیپهاپ
۸ فیلم متوالی با فروش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه آمریکا
۱ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم شاه ریچارد
مقدمه و دوران کودکی: از فیلادلفیا تا رویای شهرت
ویلارد کارول اسمیت دوم، مشهور به ویل اسمیت، در ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ در فیلادلفیا متولد شد. او در خانوادهای متوسط رشد کرد. پدرش مهندس تجهیزات برودتی و مادرش عضو هیئت مدیره مدرسه بود. ویل از کودکی شخصیتی کاریزماتیک داشت.
او به دلیل توانایی در رهایی از مشکلات با زبانبازی، لقب «شاهزاده» را گرفت.
ریشههای فرهنگی در فیلادلفیا
او در محلهای متنوع از نظر فرهنگی بزرگ شد. این تنوع بر دیدگاه هنری او تأثیر گذاشت. ویل در دوران مدرسه دانشآموزی باهوش بود. او حتی از دانشگاه معتبر MIT پذیرش گرفت. اما او مسیر هنر را انتخاب کرد.
او میخواست جهان را با استعداد خود تسخیر کند. درست مانند بیوگرافی مسعود جهانی که مسیر هنری متفاوتی را طی کرد، ویل نیز به دنبال امضای شخصی خود بود.
ویل اسمیت؛ ستارهای که از خیابانهای فیلادلفیا به اوج هالیوود رسید
انتخاب مسیر سخت
والدین او ابتدا با ترک تحصیلش مخالف بودند. اما ویل به آنها قول داد در موسیقی موفق شود. او در ۱۲ سالگی شروع به رپ خواندن کرد. او سبک خاصی داشت. او از کلمات رکیک در اشعارش استفاده نمیکرد.
این ویژگی او را از سایر رپرهای آن زمان متمایز کرد. او برای مدیریت آینده مالی خود، همواره به دنبال استعلام وام، اقساط و تسهیلات با کد ملی و برنامهریزی دقیق بود.
نام کامل: ویلارد کارول اسمیت دوم
تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸
محل تولد: فیلادلفیا، پنسیلوانیا
لقب دوران کودکی: پرنس (Prince)
آغاز مسیر هنری با موسیقی: ظهور 'The Fresh Prince'
در اواسط دهه ۸۰، ویل با جف تاونز آشنا شد. آنها گروه دو نفره DJ Jazzy Jeff & The Fresh Prince را تشکیل دادند. موسیقی آنها شاد و عامهپسند بود. آنها به سرعت در کلوبهای محلی محبوب شدند. اولین تکآهنگ آنها با استقبال بینظیری روبرو شد.
این موفقیت، درهای صنعت موسیقی را به روی آنها باز کرد.
اولین جایزه گرمی تاریخ رپ
در سال ۱۹۸۹، آنها تاریخساز شدند. آهنگ «والدین فقط درک نمیکنند» برنده جایزه گرمی شد. این اولین باری بود که آکادمی گرمی به سبک رپ جایزه میداد. ویل اسمیت به یک ستاره ملی تبدیل شد. او در این دوران ثروت زیادی کسب کرد.
آلبومهای او مانند Big Willie Style فروش میلیونی داشتند. او ثابت کرد که رپ میتواند بدون خشونت هم موفق باشد. ویل اسمیت در سال ۱۴۰۵ همچنان به عنوان یکی از پیشگامان موسیقی هیپهاپ شناخته میشود.
ورود به دنیای تصویر: درخشش در سریال شاهزاده تازه بلایر
در سال ۱۹۹۰، ویل اسمیت در آستانه ورشکستگی بود. شبکه NBC به او پیشنهادی داد که زندگیاش را تغییر داد. سریال کمدی «The Fresh Prince of Bel-Air» بر اساس شخصیت واقعی او ساخته شد. این سریال داستان جوانی از فیلادلفیا بود که به محله ثروتمند بلایر میرود.
بازی ویل در این نقش خیرهکننده بود.
تثبیت به عنوان بازیگر کمدی
این سریال به مدت ۶ فصل ادامه یافت. ویل اسمیت در این مدت مهارتهای بازیگری خود را تقویت کرد. او از یک خواننده به یک بازیگر حرفهای تبدیل شد. او در این دوران یاد گرفت که چگونه اعتبار خود را مدیریت کند.
موفقیت در تلویزیون راه را برای سینما هموار کرد. او در پایان فصل ششم، آماده بود تا به بزرگترین ستاره جهان تبدیل شود.
او برای قراردادهای جدید خود، همیشه از استعلام رنگ چک با کد ملی - بانک ملت استفاده میکرد تا از سلامت مالی طرفهای قرارداد مطمئن شود. این دقت نظر، رمز موفقیت او در سال ۱۴۰۵ است.
ویژگیهای بازیگری در سریال
بداهه گوییهای هوشمندانه
میمیک صورت فوقالعاده
توانایی اجرای صحنههای دراماتیک در دل کمدی
ارتباط قوی با مخاطبان جوان
پادشاه گیشه: دوران طلایی فیلمهای بلاکباستر و اکشن
دهه ۹۰ میلادی دوران ظهور ویل اسمیت به عنوان پادشاه گیشه بود. با فیلم «پسران بد» (Bad Boys) در سال ۱۹۹۵، او ثابت کرد که میتواند یک قهرمان اکشن باشد. فروش این فیلم فراتر از انتظار بود.
سپس در سال ۱۹۹۶، فیلم «روز استقلال» رکوردها را جابجا کرد. ویل اسمیت حالا گرانترین بازیگر جهان بود.
رکوردشکنیهای پیدرپی
او تنها بازیگری است که ۸ فیلم متوالیاش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در آمریکا فروش داشت. فیلمهایی مثل «مردان سیاهپوش» و «دشمن ملت» جایگاه او را تثبیت کردند.
در سال ۱۴۰۵، تحلیلگران سینما همچنان دوران طلایی او را تدریس میکنند. او برای خریدهای بزرگ خود، همیشه از استعلام چک برگشتی با کدملی و شناسه صیاد - بانک کارآفرین استفاده میکرد. این هوش اقتصادی باعث شد او هرگز به بحرانهای مالی گذشته بازنگردد.
تحول هنری و نقشآفرینیهای دراماتیک: در جستجوی اسکار
ویل اسمیت نمیخواست فقط یک ستاره اکشن باشد. او به دنبال اثبات تواناییهای بازیگریاش بود. با فیلم «علی» (Ali) در سال ۲۰۰۱، او نقش محمد علی کلی را بازی کرد. او برای این نقش ماهها تمرین بوکس کرد.
این فیلم اولین نامزدی اسکار را برای او به ارمغان آورد. او نشان داد که عمق بازیگری بالایی دارد.
در جستجوی خوشبختی
فیلم «در جستجوی خوشبختی» (۲۰۰۶) نقطه عطف دیگری بود. او در کنار پسرش جیدن بازی کرد. این فیلم اشک میلیونها نفر را درآورد. ویل برای بار دوم نامزد اسکار شد.
The Pursuit of Happyness (2006) - در نقش کریس گاردنر
Seven Pounds (2008) - در نقش بن رایت
Concussion (2015) - در نقش دکتر بنت اومالو
زندگی شخصی و خانوادگی: ازدواج جنجالی و فرزندان هنرمند
زندگی خصوصی ویل اسمیت همواره زیر ذرهبین رسانهها بوده است. او در سال ۱۹۹۷ با جیدا پینکت ازدواج کرد. آنها به یکی از قدرتمندترین زوجهای هالیوود تبدیل شدند. فرزندان آنها، جیدن و ویلو، نیز وارد دنیای هنر شدند. جیدن در بازیگری و ویلو در موسیقی به موفقیتهای بزرگی رسیدند.
چالشهای زندگی مشترک
رابطه ویل و جیدا با فراز و نشیبهای زیادی همراه بود. افشاگریهای جیدا در برنامه «Red Table Talk» جنجالهای زیادی به پا کرد. آنها اعلام کردند که برای مدتی از هم جدا زندگی میکردند.
ویل برای مدیریت داراییهای خانوادگی در این دوران از استعلام وضعیت چک در راه استفاده میکرد تا شفافیت مالی حفظ شود.
در سال ۱۴۰۵، خانواده اسمیت همچنان به عنوان یک الگوی مدرن (هرچند جنجالی) شناخته میشوند. ویل برای حمایت از پروژههای فرزندانش از استعلام اعتبار و محکومیت مالی - بانک پاسارگاد استفاده میکرد تا شرکای کاری آنها را بسنجد.
اوج افتخار و حادثه سیلی اسکار ۲۰۲۲: فیلم شاه ریچارد
سال ۲۰۲۲ برای ویل اسمیت سالی تاریخی بود. او در فیلم «King Richard» نقش پدر ونوس و سرنا ویلیامز را بازی کرد. بازی او تحسین منتقدان را برانگیخت. او سرانجام برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. اما این افتخار تحتالشعاع یک حادثه تلخ قرار گرفت.
سیلی که جهان را تکان داد
در جریان مراسم، کریس راک با مدل موی جیدا شوخی کرد. ویل به روی صحنه رفت و به صورت کریس راک سیلی زد. این اقدام منجر به محرومیت ۱۰ ساله او از آکادمی شد. او بلافاصله عذرخواهی کرد اما اعتبارش خدشهدار شد.
در سال ۱۴۰۵، این حادثه هنوز در محافل سینمایی بحث میشود. ویل اسمیت برای بازسازی برند شخصیاش تلاش زیادی کرد. او با استفاده از استعلام ضمانت وام با کدملی - بانک توسعه تعاون به خیریههای زیادی کمک کرد.
پس از دو سال دوری، ویل اسمیت در سال ۲۰۲۴ با قدرت بازگشت. فیلم «Bad Boys: Ride or Die» یک موفقیت تجاری بزرگ بود. تماشاگران نشان دادند که هنوز عاشق او هستند. این فیلم ثابت کرد که کاریزمای ویل اسمیت تمامشدنی نیست. او دوباره به صدر لیست بازیگران پولساز بازگشت.
او اکنون با دقت بیشتری قرارداد میبندد. ویل برای تایید هویت شرکای بینالمللیاش از استعلام و بررسی شماره شبا - بانک مسکن استفاده میکند. بازگشت او به سینما درس بزرگی برای همگان بود؛ اینکه پس از هر شکستی، راهی برای برخاستن وجود دارد.
اصلاح اشتباهات رایج: حقایقی که درباره ویل اسمیت نمیدانستید
درباره ویل اسمیت شایعات زیادی وجود دارد که باید اصلاح شوند. بسیاری فکر میکنند او در سریال «فرار از زندان» بازی کرده است، اما این یک اشتباه محض است. همچنین فیلم «آقا و خانم اسمیت» متعلق به برد پیت است. ویل اسمیت هرگز در این فیلم حضور نداشته است.
تصحیح نام آثار و آلبومها
برخی منابع به اشتباه نام فیلم او را «من در ربات» ذکر میکنند، در حالی که نام درست آن «من، ربات» (I, Robot) است. همچنین آلبومهای او نامهای عجیبی مانند «بلوسفر» ندارند. نامهای واقعی Big Willie Style و Willennium هستند.
او رکورددار سریعترین زمان برای حضور در سه فرش قرمز در ۱۲ ساعت است.
میراث هنری و تأثیرگذاری فرهنگی در هالیوود
ویل اسمیت فراتر از یک بازیگر، یک پدیده فرهنگی است. او راه را برای بسیاری از بازیگران سیاهپوست هموار کرد. او ثابت کرد که یک ستاره رنگینپوست میتواند در سطح جهانی پرفروشترین باشد. میراث او در موسیقی، تلویزیون و سینما تا دههها باقی خواهد ماند.
تأثیر بر نسلهای بعد
بسیاری از هنرمندان جوان او را الگوی خود میدانند. او با پشتکار و هوش رسانهای به این جایگاه رسید. در سال ۱۴۰۵، نام او با مفهوم «تلاش شکستناپذیر» گره خورده است.
ویل اسمیت همیشه میگوید: «پول و موفقیت آدمها را تغییر نمیدهد، بلکه ذات واقعی آنها را آشکار میکند.» او با استفاده از استعلام اعتبار و محکومیت مالی - بانک سپه همواره تلاش کرده تا در مسیر درست گام بردارد.
جمعبندی نهایی
ویل اسمیت نمادی از رویای آمریکایی است. او از فقر به اوج ثروت رسید. او اشتباه کرد، اما مسئولیت آن را پذیرفت. در سال ۱۴۰۵، او همچنان یکی از محبوبترین چهرههای جهان است.
او برای کارهای روزمره خود حتی از استعلام خلافی خودرو کلی و جزئی نیز غافل نمیشود تا به عنوان یک شهروند قانونمدار شناخته شود.
ویل اسمیت تنها یک ستاره سینما نیست، بلکه او یکی از باهوشترین استراتژیستهای اقتصادی در دنیای سرگرمی محسوب میشود. دارایی خالص او در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۵۰ میلیون دلار تخمین زده شده است. این ثروت تنها حاصل دستمزدهای کلان بازیگری نیست، بلکه نتیجه سرمایهگذاریهای هوشمندانه در حوزههای مختلف است.
او به همراه همسرش شرکت رسانهای «وستبروک» (Westbrook Inc) را تأسیس کرد. این شرکت هدفش کنترل کامل بر چرخه تولید محتوا، از ایدهپردازی تا توزیع جهانی است. وستبروک نه تنها فیلمهای او را تولید میکند، بلکه در زمینه شبکههای اجتماعی و محتوای دیجیتال نیز پیشرو است.
اسمیت در دوران اوج خود، برای هر فیلم دستمزدی بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار دریافت میکرد. او همچنین از اولین بازیگرانی بود که قراردادهای «درصد از فروش کل» را امضا کرد.
این یعنی او علاوه بر دستمزد ثابت، بخشی از سود خالص فروش جهانی فیلم را نیز به دست میآورد.
علاوه بر سینما، او در استارتاپهای تکنولوژی و ورزشی نیز سرمایهگذاری کرده است. او یکی از سهامداران تیم بسکتبال «فیلادلفیا سونتیسیکسرز» است. همچنین در پروژههای مربوط به انرژیهای تجدیدپذیر و آب آشامیدنی سالم (برند JUST Water) فعالیتهای گستردهای دارد.
ویل اسمیت معتقد است که برند شخصی او باید فراتر از پرده سینما باشد. او با استفاده از یوتیوب و اینستاگرام، مستقیماً با مخاطبانش در ارتباط است. این حضور دیجیتال باعث شده تا او حتی در دوران دوری از سینما، ارزش تبلیغاتی خود را حفظ کند.
در نهایت، موفقیت مالی او الگویی برای هنرمندان جوان است. او نشان داد که چگونه میتوان از شهرت برای ساخت یک امپراتوری پایدار استفاده کرد. او با تنوع بخشیدن به سبد داراییهایش، خود را در برابر نوسانات صنعت سینما بیمه کرده است.
تحلیل کتاب خودزندگینامه «ویل»: فراتر از نقاب شهرت
انتشار کتاب خاطرات ویل اسمیت با عنوان ساده «ویل» (Will) در سال ۲۰۲۱، دریچهای تازه به روانشناسی این ابرستاره گشود. این کتاب که با همکاری مارک منسن نوشته شده، برخلاف بسیاری از اتوبیوگرافیها، بسیار صادقانه و بیپرده است. او در این اثر از ترسها و ناامنیهای درونیاش پرده برمیدارد.
اسمیت در این کتاب توضیح میدهد که چگونه شخصیت «ویل اسمیت خندان» در واقع یک مکانیسم دفاعی بود. او این شخصیت را ساخت تا از تنشهای خانوادگی و خشونتهای پدرش در کودکی فرار کند. او اعتراف میکند که همیشه به دنبال تایید دیگران بوده تا احساس امنیت کند.
یکی از بخشهای تکاندهنده کتاب، شرح رابطه پیچیده او با پدرش است. او پدرش را هم قهرمان و هم منشأ ترسهایش معرفی میکند. این تضاد درونی باعث شد که او در تمام زندگیاش به دنبال کمالگرایی افراطی در کار و زندگی شخصی باشد.
کتاب همچنین به بررسی دقیق مسیر موفقیت او در موسیقی و سینما میپردازد. او جزئیاتی از شکستهای مالی اولیه و چگونگی بازگشتش به اوج را روایت میکند. این روایتها نشاندهنده اراده پولادین او برای غلبه بر موانع سخت زندگی است.
بخش مهمی از کتاب به بحرانهای میانسالی و تلاش او برای خودشناسی اختصاص دارد. او از سفرهایش به نقاط مختلف جهان و تجربیات معنویاش میگوید. این تجربیات به او کمک کرد تا بفهمد خوشبختی واقعی در موفقیتهای بیرونی خلاصه نمیشود.
کتاب «ویل» به سرعت به یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز تبدیل شد. این اثر نه تنها برای طرفداران او، بلکه برای هر کسی که به دنبال درک مفهوم موفقیت و بهای آن است، الهامبخش است. او در این کتاب ثابت کرد که شجاعت واقعی در نشان دادن ضعفهاست.
میراث ویل اسمیت در سینمای علمی-تخیلی و فانتزی
ویل اسمیت در دهههای ۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی، چهره اصلی سینمای علمی-تخیلی (Sci-Fi) هالیوود بود. او توانست این ژانر را از یک موضوع خاص برای طرفداران پروپاقرص، به بلاکباسترهای عامهپسند تبدیل کند. حضور او در هر فیلم علمی-تخیلی، تضمینی برای فروش میلیاردی بود.
فیلم «روز استقلال» (Independence Day) نقطه عطفی در کارنامه او و این ژانر بود. او در نقش یک خلبان شجاع، ترکیبی از طنز و اکشن را ارائه داد که پیش از آن کمتر دیده شده بود. این فیلم استاندارد جدیدی برای فیلمهای تهاجم بیگانگان در سینما تعریف کرد.
سپس مجموعه «مردان سیاهپوش» (Men in Black) جایگاه او را به عنوان نماد این ژانر تثبیت کرد. او با عینک آفتابی و کتوشلوار سیاه، به شخصیتی نمادین در فرهنگ عامه تبدیل شد. این فیلم نشان داد که علمی-تخیلی میتواند کمدی و هوشمندانه هم باشد.
در فیلم «من، ربات» (I, Robot)، اسمیت به بررسی مفاهیم عمیقتری مانند هوش مصنوعی و اخلاق پرداخت. او در این فیلم نقش کارآگاهی را بازی کرد که با تکنولوژی مخالف است. این تضاد، لایههای دراماتیک جدیدی به فیلمهای اکشن علمی-تخیلی اضافه کرد.
فیلم «من افسانه هستم» (I Am Legend) توانایی او در اجرای تکنفره را به رخ کشید. او بخش زیادی از فیلم را به تنهایی در نیویورک متروکه بازی کرد. این اثر نشان داد که او میتواند بارهای سنگین احساسی را در بستری تخیلی به خوبی حمل کند.
تأثیر او بر این ژانر به گونهای است که بسیاری از استودیوها هنوز به دنبال تکرار فرمول او هستند. او ثابت کرد که یک بازیگر سیاهپوست میتواند قهرمان اول فیلمهای بزرگ علمی-تخیلی باشد. این موضوع راه را برای بسیاری از بازیگران نسلهای بعد هموار کرد.
دیوار آجری: نگاهی به انگیزه و پشتکار ویل اسمیت
یکی از مشهورترین استعارههای ویل اسمیت درباره موفقیت، داستان «دیوار آجری» است. او تعریف میکند که پدرش از او و برادرش خواست دیواری بزرگ بسازند. او آموخت که نباید به فکر ساختن یک دیوار کامل بود، بلکه باید هر آجر را به بهترین شکل ممکن گذاشت.
این فلسفه «تمرکز بر هر آجر» در تمام دوران کاری او دیده میشود. اسمیت به اخلاق کاری سختگیرانه و انضباط آهنین معروف است. او معتقد است که استعداد تنها بخشی از معادله است و آنچه تفاوت ایجاد میکند، تلاش بیوقفه است.
او بارها در مصاحبههایش گفته است: «اگر من و شما روی تردمیل برویم، یا شما زودتر پیاده میشوید یا من روی آن میمیرم.» این جمله نشاندهنده روحیه رقابتی و تسلیمناپذیر اوست. او برای هر نقش، ماهها تمرینات بدنی و ذهنی سختی را پشت سر میگذارد.
اسمیت همچنین بر قدرت ذهن و قانون جذب تأکید زیادی دارد. او معتقد است که انسان باید ابتدا موفقیت را در ذهن خود تصور کند تا بتواند آن را در واقعیت خلق کند. این نگاه مثبتاندیشانه، الهامبخش میلیونها نفر در سراسر جهان شده است.
با این حال، او در سالهای اخیر به جنبههای تاریک این کمالگرایی نیز اشاره کرده است. او اعتراف کرد که فشار همیشگی برای «بهترین بودن» گاهی به سلامت روان او آسیب زده است.
این صداقت باعث شده تا نگاه مخاطبان به او از یک ابرقهرمان به یک انسان واقعی تغییر کند.
اخلاق کاری او تنها به بازیگری محدود نمیشود. او در یادگیری زبانها، نواختن سازها و حتی مهارتهای ورزشی نیز همین جدیت را دارد. او معتقد است که یادگیری هرگز نباید متوقف شود. این ویژگی باعث شده تا او در سنین بالا نیز همچنان در اوج بماند.
مسئولیت اجتماعی و تأثیرات خیرخواهانه خانواده اسمیت
ویل اسمیت در کنار درخشش در سینما، فعالیتهای گستردهای در زمینههای بشردوستانه و اجتماعی دارد. او و همسرش «بنیاد خانواده ویل و جیدا اسمیت» را با هدف حمایت از آموزش و توسعه جوامع محروم تأسیس کردند. این بنیاد بر توانمندسازی جوانان در مناطق شهری تمرکز دارد.
یکی از پروژههای برجسته او، همکاری با سازمان «Charity: Water» است. او در سالروز تولد ۵۰ سالگیاش، با انجام یک پرش بانجی از هلیکوپتر، میلیونها دلار برای تأمین آب آشامیدنی سالم در آفریقا جمعآوری کرد. این حرکت نمادین، توجه جهانی را به بحران آب جلب کرد.
او همچنین حامی بزرگ آموزش هنر در مدارس است. اسمیت معتقد است که هنر میتواند ابزاری برای نجات جوانان از بزهکاری و فقر باشد. او مبالغ زیادی را به برنامههای هنری و بورسیههای تحصیلی برای دانشجویان مستعد اما کمبضاعت اختصاص داده است.
در حوزه پایداری محیط زیست، او از طریق برند «JUST Water» تلاش میکند مصرف پلاستیک را کاهش دهد. این شرکت آب آشامیدنی را در بستهبندیهای کاغذی و قابل بازیافت عرضه میکند. هدف او نشان دادن این است که تجارت و حفظ محیط زیست میتوانند همسو باشند.
اسمیت همچنین در مبارزه با بیماریهای خاص و حمایت از تحقیقات پزشکی فعال است. او در دوران پاندمی کرونا، کمکهای مالی قابل توجهی به کادر درمان و خانوادههای آسیبدیده انجام داد. او ترجیح میدهد بسیاری از این کمکها را بدون هیاهوی رسانهای انجام دهد.
تأثیرگذاری او فراتر از کمک مالی است؛ او از پلتفرمهای خود برای آگاهیبخشی درباره عدالت نژادی و حقوق بشر استفاده میکند. او معتقد است که شهرت یک مسئولیت بزرگ است و باید از آن برای بهبود وضعیت جهان استفاده کرد. این نگاه انسانی، بخش مهمی از میراث ماندگار اوست.
ویل اسمیت با نام کامل «ویلارد کارول اسمیت دوم» (Willard Carroll Smith II)، هنرپیشه، تهیهکننده و خواننده رپ آمریکایی است که در ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ در فیلادلفیا متولد شد. او یکی از معدود هنرمندانی است که در سه حوزه مختلف سرگرمی شامل موسیقی، تلویزیون و سینما به موفقیتهای خیرهکنندهای دست یافته است. او فعالیت خود را در اواخر دهه ۸۰ میلادی به عنوان یک رپر با نام مستعار «فرش پرینس» آغاز کرد و سپس با بازی در سریال کمدی «The Fresh Prince of Bel-Air» به یک ستاره تلویزیونی تبدیل شد و در نهایت به یکی از پولسازترین بازیگران تاریخ هالیوود بدل گشت.
ویل اسمیت دو بار ازدواج کرده است. همسر اول او شری زامپینو بود که حاصل این ازدواج پسری به نام ویلارد کارول «تری» اسمیت سوم است. او در سال ۱۹۹۷ با جیدا پینکت اسمیت ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند به نامهای جیدن و ویلو است. جیدن در فیلمهایی مانند «در جستجوی خوشبختی» با پدرش همبازی بوده و ویلو نیز در عرصه موسیقی و مدلینگ فعالیت موفقی دارد. خانواده اسمیت به دلیل سبک زندگی خاص و صراحت در بیان مسائل خانوادگی همواره مورد توجه رسانهها بودهاند.
لقب «فرش پرینس» در دوران دبیرستان به ویل اسمیت داده شد. او به دلیل تواناییاش در رهایی از موقعیتهای دشوار با استفاده از جذابیت کلامی و شوخطبعی، توسط معلمان و دوستانش «پرنس» خطاب میشد. بعدها وقتی او وارد دنیای موسیقی رپ شد، کلمه «فرش» (به معنای باحال و نو) را به آن اضافه کرد تا نام هنریاش شکل بگیرد. این نام بعدها برای عنوان سریال معروف او یعنی «The Fresh Prince of Bel-Air» نیز انتخاب شد که سکوی پرتاب او به دنیای بازیگری بود.
این یکی از شایعات قدیمی درباره ویل اسمیت است که او بارها آن را اصلاح کرده است. اگرچه ویل اسمیت دانشآموز بسیار باهوشی بود و نمرات بالایی در آزمون SAT کسب کرده بود، اما او هرگز برای دانشگاه MIT (موسسه فناوری ماساچوست) اپلای نکرد. او در مصاحبههایش توضیح داده که مادرش با یکی از مدیران پذیرش MIT آشنا بود و احتمال پذیرش او زیاد بود، اما ویل تصمیم گرفت به جای رفتن به دانشگاه، روی حرفه موسیقی و رپ تمرکز کند.
پدر ویل اسمیت، ویلارد کارول اسمیت بزرگ، مهندس تجهیزات برودتی و عضو نیروی هوایی آمریکا بود و مادرش کارولین برایت، در هیئت مدیره مدرسه فیلادلفیا کار میکرد. او در یک خانواده طبقه متوسط در محله وینفیلد فیلادلفیا بزرگ شد. تربیت پدرش بسیار سختگیرانه و نظامیوار بود که ویل اسمیت معتقد است همین انضباط باعث موفقیتهای بعدی او در زندگی شده است. والدین او زمانی که وی ۱۳ ساله بود از هم جدا شدند، اما تا سال ۲۰۰۰ به طور رسمی طلاق نگرفتند.
اولین موفقیت بزرگ او در سال ۱۹۸۵ و با همکاری دوست دوران کودکیاش جف تونز (DJ Jazzy Jeff) رقم خورد. آنها گروه دو نفره «DJ Jazzy Jeff & The Fresh Prince» را تشکیل دادند. این گروه به دلیل اشعار رپ طنزآمیز و بدون کلمات رکیک، به سرعت محبوب شد. آنها در سال ۱۹۸۹ برای آهنگ «Parents Just Don't Understand» برنده اولین جایزه گرمی در تاریخ موسیقی رپ شدند. این موفقیت نه تنها ویل را به شهرت رساند، بلکه جایگاه موسیقی رپ را در جریان اصلی موسیقی آمریکا تثبیت کرد.
کارنامه هنری ویل اسمیت مملو از فیلمهای پرفروش و تحسین شده است. از مهمترین آثار او میتوان به مجموعه فیلمهای «Bad Boys» (پسران بد)، «Men in Black» (مردان سیاهپوش)، «Independence Day» (روز استقلال)، «The Pursuit of Happyness» (در جستجوی خوشبختی)، «Ali» (علی)، «I Am Legend» (من افسانه هستم) و «King Richard» (شاه ریچارد) اشاره کرد. برخلاف برخی تصورات اشتباه، او هرگز در سریال «فرار از زندان» یا فیلم «آقا و خانم اسمیت» ایفای نقش نکرده است.
ویل اسمیت به شدت به شطرنج علاقه دارد و آن را ابزاری برای یادگیری استراتژیهای زندگی میداند. او همچنین به گلف و بسکتبال علاقه زیادی دارد و حتی بخشی از سهام تیم بسکتبال «فیلادلفیا سونتی سیکسرز» را در اختیار دارد. علاوه بر ورزش، او در سالهای اخیر به تولید محتوا در یوتیوب و شبکههای اجتماعی روی آورده و به اشتراکگذاری تجربیات زندگی و سفرهای ماجراجویانه (مانند پرش با چتر در ۵۰ سالگی) میپردازد که نشاندهنده روحیه جستجوگر اوست.
انتقال ویل اسمیت به بازیگری به دلیل یک بحران مالی رخ داد. پس از موفقیت در موسیقی، او ثروت خود را به دلیل ولخرجی و عدم پرداخت مالیات از دست داد. در سال ۱۹۹۰، شبکه NBC به او پیشنهاد بازی در سریال کمدی «The Fresh Prince of Bel-Air» را داد. ویل که هیچ تجربه بازیگری نداشت، با پذیرش این نقش و درخشش در آن به مدت ۶ فصل، توانست تواناییهای خود را ثابت کند. او سپس با انتخاب هوشمندانه فیلمهای اکشن مانند «Bad Boys» در سال ۱۹۹۵، رسماً وارد دنیای سینمای هالیوود شد.
بازی در نقش اسطوره بوکس، محمد علی، یکی از سختترین چالشهای حرفهای ویل اسمیت بود. او برای این نقش حدود یک سال تمرینات فشرده بوکس انجام داد و وزن خود را به میزان قابل توجهی افزایش داد تا فیزیک بدنی یک بوکسور سنگینوزن را پیدا کند. علاوه بر تمرینات بدنی، او ماهها صرف مطالعه رفتار، لحن صحبت کردن و فلسفه زندگی محمد علی کرد. این تلاشها منجر به اولین نامزدی اسکار او شد و منتقدان بازی او را یکی از بهترین تصویرسازیهای بیوگرافیک تاریخ سینما دانستند.
در دهههای ۹۰ و ۲۰۰۰، ویل اسمیت و مدیر برنامههایش از یک استراتژی دادهمحور استفاده میکردند. آنها لیست ۱۰ فیلم پرفروش تاریخ سینما را بررسی کردند و متوجه شدند که اکثر آنها دارای عناصر علمی-تخیلی، جلوههای ویژه یا موجودات فضایی هستند. به همین دلیل او آگاهانه نقشهایی مانند «روز استقلال» و «مردان سیاهپوش» را انتخاب کرد. این رویکرد سیستماتیک باعث شد او به تنها بازیگری تبدیل شود که ۸ فیلم متوالیاش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه داخلی آمریکا فروش داشته است.
ویل اسمیت یکی از بزرگترین اشتباهات حرفهای خود را رد کردن نقش «نئو» در فیلم ماتریکس میداند. او در آن زمان جلسهای با برادران واچوفسکی داشت، اما به گفته خودش، ایده فیلم و تکنیکهای فیلمبرداری (مانند Bullet Time) را به درستی درک نکرد. او ترجیح داد در فیلم «Wild Wild West» بازی کند که یک شکست تجاری و انتقادی بود. با این حال، او معتقد است که کیانو ریوز برای این نقش بسیار مناسبتر بود و اگر او بازی میکرد، شاید ماتریکس به این موفقیت نمیرسید.
در حین جستجو برای یافتن بازیگر خردسال نقش پسر کریستوفر گاردنر، جیدن اسمیت (که در آن زمان ۵ ساله بود) ابراز علاقه کرد که تست بدهد. کارگردان فیلم، گابریله موچینو، پس از مشاهده تست بازیگری جیدن، متوجه شیمی طبیعی و واقعی بین پدر و پسر شد که هیچ بازیگر دیگری نمیتوانست آن را بازسازی کند. ویل اسمیت در فرآیند تولید فیلم، هم به عنوان پدر و هم به عنوان مربی بازیگری در کنار جیدن بود تا بتواند حس واقعی فقر و ناامیدی شخصیتها را به تصویر بکشد.
برای بازی در نقش ریچارد ویلیامز (پدر ونوس و سرنا ویلیامز)، ویل اسمیت تمرکز زیادی روی تغییر لهجه و زبان بدن خود داشت. او باید نقش پدری مصمم، سختگیر و در عین حال دلسوز را بازی میکرد که از محلهای فقیر، دو قهرمان جهانی تنیس تربیت کرده است. او زمان زیادی را با خانواده ویلیامز گذراند تا جزئیات شخصیتی ریچارد را درک کند. این فرآیند دقیق و بازی احساسی او باعث شد که در سال ۲۰۲۲ سرانجام جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کند.
پس از جدایی از DJ Jazzy Jeff، ویل اسمیت در سال ۱۹۹۷ اولین آلبوم انفرادی خود به نام «Big Willie Style» را منتشر کرد. فرآیند تولید موسیقی او بر پایه نمونهبرداری (Sampling) از آهنگهای مشهور دهه ۷۰ و ۸۰ و ترکیب آنها با رپ مثبت و شاد بود. او برخلاف جریان غالب رپ آن زمان که بر خشونت تمرکز داشت، آهنگهایی برای مهمانیها و خانوادهها تولید میکرد. آهنگهایی مانند «Gettin' Jiggy wit It» و «Miami» حاصل این دوران هستند که به صدر جدولهای موسیقی جهان راه یافتند.
پس از حواشی اسکار ۲۰۲۲، ویل اسمیت مدتی از فضای عمومی فاصله گرفت. فرآیند بازگشت او با فیلم «Bad Boys: Ride or Die» در سال ۲۰۲۴ کلید خورد. او برای این بازگشت، تمرکز خود را روی بازاریابی مستقیم در شبکههای اجتماعی و برقراری ارتباط صمیمانه با طرفداران گذاشت. او با حضور در تورهای جهانی و نمایش اشتیاق خود برای بازیگری، توانست اعتماد دوباره مخاطبان را جلب کند، به طوری که این فیلم به یکی از موفقترین قسمتهای این فرانچایز در گیشه تبدیل شد.
ویل اسمیت دارنده یک رکورد منحصر به فرد در تاریخ هالیوود است؛ او تنها بازیگری است که ۸ فیلم متوالیاش (از Men in Black II در سال ۲۰۰۲ تا Hancock در سال ۲۰۰۸) بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه داخلی آمریکا فروش داشتهاند. همچنین او ۱۱ فیلم متوالی داشته که در سطح جهانی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار فروش کردهاند. این آمار نشاندهنده قدرت جذب مخاطب فوقالعاده او در دوران اوج فعالیتش است که به او لقب «پادشاه تابستان» را داده بود.
ویل اسمیت مجموعاً برنده ۴ جایزه گرمی شده است. اولین جایزه او در سال ۱۹۸۹ برای آهنگ «Parents Just Don't Understand» بود. دومین جایزه را در سال ۱۹۹۲ برای آهنگ «Summertime» دریافت کرد. پس از شروع فعالیت انفرادی، او دو جایزه گرمی دیگر برای آهنگهای «Men in Black» در سال ۱۹۹۸ و «Gettin' Jiggy wit It» در سال ۱۹۹۹ در شاخه بهترین اجرای رپ انفرادی به دست آورد. او یکی از موفقترین رپرهای تاریخ در مراسم گرمی محسوب میشود.
ویل اسمیت تا به امروز ۳ بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شده است. اولین نامزدی او در سال ۲۰۰۲ برای فیلم «Ali»، دومین نامزدی در سال ۲۰۰۷ برای فیلم «The Pursuit of Happyness» و سومین نامزدی در سال ۲۰۲۲ برای فیلم «King Richard» بود. او سرانجام در نود و چهارمین دوره جوایز اسکار (۲۰۲۲) موفق شد مجسمه طلایی را برای بازی در نقش ریچارد ویلیامز به خانه ببرد. علاوه بر این، او به عنوان تهیهکننده نیز نامزدی اسکار را در کارنامه دارد.
ویل اسمیت به همراه همسرش جیدا پینکت اسمیت، شرکت تولید محتوای «Westbrook Inc.» را تأسیس کردهاند که زیرمجموعه معروف آن «Overbrook Entertainment» نام دارد. این شرکت مسئولیت تولید بسیاری از فیلمهای خود ویل اسمیت مانند «Hitch»، «I Am Legend» و «The Karate Kid» (با بازی جیدن اسمیت) را بر عهده داشته است. هدف این شرکت تولید محتوای متنوع و جهانی در پلتفرمهای مختلف از سینما گرفته تا شبکههای اجتماعی و سریالهای اینترنتی است.
فیلم «من افسانه هستم» دارای دو پایانبندی متفاوت است که در نسخه سینمایی و نسخه DVD (Alternative Ending) منتشر شده است. در نسخه سینمایی، شخصیت رابرت نویل (ویل اسمیت) خود را فدا میکند تا دیگران نجات یابند. اما در پایان جایگزین که به رمان اصلی وفادارتر است، نویل متوجه میشود که موجودات جهشیافته هنوز دارای احساسات و پیوندهای اجتماعی هستند و او در واقع برای آنها یک «هیولا» محسوب میشود. این پایانبندی فنی و مفهومی، لایههای عمیقتری به بازی اسمیت اضافه کرد.
ویل اسمیت علاوه بر سینما، در دنیای دیجیتال نیز فعال است. چهره و صدای او در بازیهای ویدئویی متعددی که بر اساس فیلمهایش ساخته شدهاند (مانند Men in Black و Bad Boys) استفاده شده است. همچنین در سال ۲۰۲۳، او به عنوان شخصیت اصلی در بازی بقای جهانباز «Undawn» حضور یافت. او همچنین یکی از اولین سلبریتیهای بزرگ هالیوود بود که پتانسیل یوتیوب و تیکتاک را درک کرد و با استفاده از تیمهای فنی حرفهای، محتواهایی با کیفیت سینمایی برای این پلتفرمها تولید کرد.
ویل اسمیت در دوران فعالیت انفرادی خود ۴ آلبوم استودیویی منتشر کرده است: «Big Willie Style» (۱۹۹۷) که پرفروشترین آلبوم اوست، «Willennium» (۱۹۹۹)، «Born to Reign» (۲۰۰۲) و «Lost and Found» (۲۰۰۵). نامهایی مانند «بلوسفر در ریتم» یا «وازغرام» که در برخی منابع غیرمعتبر ذکر شدهاند، کاملاً ساختگی هستند. موسیقی او ترکیبی از هیپهاپ عامهپسند و پاپ است که توانست فروش میلیونی در سطح جهانی داشته باشد.
ویل اسمیت در سال ۲۰۱۶ نقش «ددشات» (Deadshot)، یکی از معروفترین تکتیراندازهای دنیای کمیکهای دیسی را در فیلم «جوخه انتحار» بازی کرد. این اولین حضور او در یک فیلم ابرقهرمانی در قالب یک ضدقهرمان بود. او برای این نقش تمرینات تیراندازی واقعی با نیروهای ویژه ارتش انجام داد. اگرچه فیلم با نقدهای متفاوتی روبرو شد، اما بازی اسمیت مورد تحسین قرار گرفت. با این حال، او به دلیل تداخل برنامههای کاری در قسمت دوم این فیلم (The Suicide Squad ۲۰۲۱) حضور پیدا نکرد.
ثروت خالص ویل اسمیت در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار تخمین زده میشود. این ثروت عظیم حاصل بیش از سه دهه فعالیت مستمر در بالاترین سطح هالیوود، دستمزدهای ۲۰ میلیون دلاری برای هر فیلم، سود حاصل از فروش گیشه، درآمدهای موسیقی و سرمایهگذاریهای هوشمندانه است. او همچنین از طریق شرکت رسانهای خود «Westbrook» درآمدهای قابل توجهی از تولید محتوا و تبلیغات در شبکههای اجتماعی کسب میکند که او را در زمره ثروتمندترین بازیگران جهان قرار میدهد.
ویل اسمیت برای بازی در فیلم «King Richard» دستمزدی معادل ۴۰ میلیون دلار دریافت کرد. همچنین گزارش شده است که او برای فیلم «Emancipation» (رهایی) محصول اپل تیوی پلاس، دستمزدی در حدود ۳۵ میلیون دلار دریافت کرده است. در دوران اوج مجموعه «مردان سیاهپوش»، او علاوه بر دستمزد ثابت ۲۰ میلیون دلاری، درصدی از فروش کل فیلم را نیز دریافت میکرد که درآمد او را برای یک فیلم به بیش از ۱۰۰ میلیون دلار میرساند.
در سال ۱۹۸۹، ویل اسمیت با وجود داشتن چندین آهنگ پرفروش، در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. او حدود ۲.۸ میلیون دلار مالیات پرداخت نشده به اداره مالیات آمریکا (IRS) بدهکار بود. دولت بسیاری از اموال او را مصادره کرد. همین بحران مالی باعث شد او با اکراه پیشنهاد بازی در سریال «The Fresh Prince of Bel-Air» را بپذیرد. او در سه سال اول پخش این سریال، ۷۰ درصد از دستمزد خود را مستقیماً به دولت پرداخت میکرد تا بدهی مالیاتیاش تسویه شود.
ویل اسمیت و همسرش جیدا، بنیاد خانواده «ویل و جیدا اسمیت» (WJSFF) را تأسیس کردهاند. این بنیاد میلیونها دلار به سازمانهای مختلف آموزشی، پروژههای پایداری محیط زیست و تحقیقات پزشکی کمک کرده است. به عنوان مثال، آنها مبالغ کلانی را به مدارس عمومی فیلادلفیا و سازمانهای حمایت از جوانان محروم اختصاص دادهاند. همچنین پس از فیلم «King Richard»، ویل اسمیت بخشی از پاداش خود را به عنوان هدیه به همبازیهای خود در فیلم داد تا کاهش درآمد آنها ناشی از پخش همزمان در سرویسهای استریم را جبران کند.
پرتفوی املاک ویل اسمیت بسیار گسترده است. مشهورترین ملک او عمارت عظیم ۱۰۰ میلیون دلاری در کالاباساس کالیفرنیا است که ساخت آن ۷ سال طول کشید و دارای دریاچه مصنوعی، زمینهای ورزشی و استودیوی ضبط اختصاصی است. او همچنین املاکی در ماليبو، هاوایی و پنسیلوانیا دارد. ارزش کل املاک او بیش از ۱۵۰ میلیون دلار برآورد میشود. او همچنین یک تریلر دو طبقه بسیار مجلل به نام «The Heat» دارد که در زمان فیلمبرداری از آن استفاده میکند و ارزش آن ۲.۵ میلیون دلار است.
ویل اسمیت یکی از پردرآمدترین سلبریتیها در فضای مجازی است. با داشتن بیش از ۶۰ میلیون دنبالکننده در اینستاگرام و میلیونها مخاطب در یوتیوب و تیکتاک، او برای هر پست تبلیغاتی مبالغی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار دریافت میکند. علاوه بر تبلیغات مستقیم، شرکت او محتواهای ویدئویی تولید میکند که از طریق جذب اسپانسر و درآمد حاصل از بازدید (AdSense)، سالانه میلیونها دلار سودآوری دارد. او استراتژی دیجیتال خود را به عنوان یک بیزنس مستقل و جدی دنبال میکند.
ویل اسمیت یک سرمایهگذار خطرپذیر فعال است. او از طریق صندوق سرمایهگذاری خود به نام «Dreamers VC»، در شرکتهای تکنولوژی متعددی سرمایهگذاری کرده است. از جمله سرمایهگذاریهای موفق او میتوان به شرکت «Just Water» (تولید آب آشامیدنی در بستهبندیهای سازگار با محیط زیست) که توسط پسرش جیدن بنیانگذاری شده، و همچنین استارتاپهای حوزه فینتک و هوش مصنوعی اشاره کرد. او همچنین بخشی از سهام تیم بسکتبال فیلادلفیا سونتی سیکسرز را خریداری کرده که ارزش آن در طول زمان چند برابر شده است.
فیلم «پسران بد ۴» که در سال ۲۰۲۴ اکران شد، بودجهای در حدود ۱۰۰ میلیون دلار داشت. ویل اسمیت برای این فیلم دستمزدی ۲۵ میلیون دلاری دریافت کرد. با توجه به فروش موفق فیلم در گیشه جهانی (بیش از ۴۰۰ میلیون دلار)، او طبق قرارداد سهمی از سود خالص فیلم (Back-end points) را نیز دریافت میکند. این موفقیت مالی ثابت کرد که برند «ویل اسمیت» هنوز هم علیرغم حواشی گذشته، توانایی جذب سرمایه و بازگشت سرمایه کلان را در صنعت سینما دارد.
در جریان مراسم اسکار ۲۰۲۲، کریس راک (کمدین) شوخیای با سر تراشیده جیدا پینکت اسمیت (که به دلیل بیماری آلوپسی موهایش را از دست داده بود) انجام داد. ویل اسمیت در واکنشی ناگهانی به روی صحنه رفت و به صورت کریس راک سیلی زد و سپس با فریاد از او خواست نام همسرش را بر زبان نیاورد. این حادثه به یکی از جنجالیترین لحظات تاریخ تلویزیون تبدیل شد. ویل اسمیت دقایقی بعد برای دریافت جایزه اسکار دوباره روی صحنه آمد و در سخنرانی خود گریه کرد، اما مستقیماً از کریس راک عذرخواهی نکرد.
پس از بررسیهای شورای حکام آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، تصمیم گرفته شد که ویل اسمیت به مدت ۱۰ سال از حضور در تمامی مراسمها و برنامههای آکادمی (شامل مراسم اسکار) محروم شود. این ممنوعیت از ۸ آوریل ۲۰۲۲ آغاز شد. با این حال، آکادمی جایزه اسکار او برای فیلم «King Richard» را پس نگرفت و او همچنان میتواند نامزد دریافت جوایز در آینده شود، اما اجازه حضور فیزیکی در مراسم را نخواهد داشت. ویل اسمیت پیش از اعلام حکم، داوطلبانه از عضویت در آکادمی استعفا داده بود.
در سال ۲۰۲۳، جیدا پینکت اسمیت در کتاب خاطرات خود فاش کرد که او و ویل اسمیت از سال ۲۰۱۶ به طور جداگانه زندگی میکنند، هرچند که به طور رسمی طلاق نگرفتهاند. آنها از نظر قانونی هنوز زن و شوهر محسوب میشوند اما توافق کردهاند که زندگیهای مستقلی داشته باشند. این افشاگری باعث بحثهای زیادی درباره ماهیت «ازدواج باز» آنها شد. ویل اسمیت اعلام کرده که آنها همچنان به حمایت از یکدیگر متعهد هستند و قصدی برای جدایی قانونی و تقسیم اموال ندارند.
شایعات زیادی درباره عضویت ویل اسمیت در سازمان ساینتولوژی وجود داشته است، به ویژه پس از اینکه او مدرسهای به نام «New Village Leadership Academy» را تأسیس کرد که از برخی روشهای آموزشی ساینتولوژی استفاده میکرد. با این حال، ویل اسمیت بارها به طور رسمی عضویت در این سازمان را تکذیب کرده و خود را یک فرد معنوی با مطالعات در ادیان مختلف معرفی کرده است. آن مدرسه نیز در سال ۲۰۱۳ به دلیل مشکلات مالی و حواشی مربوط به این شایعات تعطیل شد.
ویل اسمیت در طول دهههای فعالیتش با شکایتهای حقوقی محدودی روبرو شده است. یکی از موارد جدی، شکایت مربوط به فیلم «King Richard» بود که در آن برخی از تهیهکنندگان مدعی شدند حقوق مربوط به داستان زندگی ریچارد ویلیامز به درستی رعایت نشده است. همچنین در سالهای دور، او با شکایتهایی در زمینه کپیرایت موسیقی روبرو بود. با این حال، اکثر این پروندهها از طریق تسویه حسابهای خارج از دادگاه و توسط تیم حقوقی قدرتمند او حل و فصل شدهاند.
فیلم «رهایی» (Emancipation) که قرار بود اسب تروای ویل اسمیت برای اسکار بعدی باشد، به دلیل حادثه سیلی با چالشهای حقوقی و بازاریابی روبرو شد. شرکت اپل که قرارداد ۱۲۰ میلیون دلاری برای تولید و پخش این فیلم داشت، اکران آن را به تعویق انداخت. طبق قرارداد، ویل اسمیت موظف به انجام تورهای تبلیغاتی بود، اما به دلیل فضای منفی رسانهای، بسیاری از این تعهدات تغییر کرد. با این حال، قرارداد مالی او به طور کامل اجرا شد و او دستمزد خود را دریافت کرد.
طبق حکم فعلی آکادمی، محرومیت ویل اسمیت ۱۰ ساله است و تا سال ۲۰۳۲ ادامه دارد. پس از پایان این دوره، او میتواند درخواست مجدد برای عضویت در آکادمی را ارائه دهد، اما پذیرش آن منوط به رای شورای حکام در آن زمان است. در حال حاضر، او حق رای دادن برای جوایز اسکار را ندارد، اما آثار او همچنان واجد شرایط بررسی توسط اعضای آکادمی برای دریافت جایزه هستند. این یک وضعیت حقوقی پیچیده است که در تاریخ آکادمی کمسابقه بوده است.
پس از حادثه اسکار و افشاگریهای مربوط به زندگی خصوصی، برخی از برندهای بزرگ قراردادهای خود را با ویل اسمیت به حالت تعلیق درآوردند یا بندهای مربوط به «اخلاق» (Morality Clauses) در قراردادها را فعال کردند. این بندها به شرکتها اجازه میدهد در صورت آسیب دیدن وجهه عمومی سلبریتی، قرارداد را یکطرفه فسخ کنند. با این حال، به دلیل محبوبیت ریشهدار او، بسیاری از شرکای تجاری بلندمدت او ترجیح دادند به جای فسخ کامل، مدتی سکوت کنند تا فضا آرام شود.
ویل اسمیت یک روز پس از مراسم اسکار، بیانیهای رسمی صادر کرد و رفتار خود را «غیرقابل قبول و غیرقابل توجیه» خواند. او سپس در یک ویدیوی ۵ دقیقهای به سوالات طرفداران پاسخ داد و مستقیماً از کریس راک و خانوادهاش عذرخواهی کرد. او همچنین با حضور در برنامههای گفتگو محور، درباره سلامت روان و مدیریت خشم صحبت کرد. از منظر حقوقی، او تمام مسئولیتهای رفتار خود را پذیرفت تا از بروز شکایتهای مدنی احتمالی توسط کریس راک یا حامیان مراسم جلوگیری کند.