[داود] گفت: «بیتردید، او با خواستنِ میش تو [براى افزودن] به میشهای خودش، بر تو ستم كرده است؛ و البته بسیاری از شریکان [و همكاران] در حق یكدیگر ستم مىكنند، مگر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند كه آنها [نیز بسیار] اندکند»؛ و داود [كه بدون توضیح خواستن از طرف دیگر، حكم صادر كرده بود] دریافت كه قطعاً او را امتحان كردهایم؛ بنابر این، از پروردگار خویش آمرزش خواست و سجدهکنان بر زمین افتاد و [به درگاه الهی] توبه کرد.
برای این آیه یا صفحه هنوز جمعبندی تحریریه منتشر نشده؛ متن و ترجمه فقط برای خواندن در بافت نمایش داده میشوند.
توضیح تحریریه هنوز منتشر نشده
متن و ترجمه معتبر در دسترساند، اما توضیح اختصاصی این آیه هنوز مرحله بازبینی را نگذرانده است. تا آن زمان، از ساختن یک نتیجه شخصی قطعی از این آیه خودداری کن.
چون [بدون اطلاع] بر داود وارد شده بودند، از آنان ترسید؛ گفتند: «نترس؛ ما دو نفر شاکی هستیم که یکی بر دیگری ستم کرده است؛ به عدالت در میان ما داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن».
[یکی از آن دو گفت:] «این [مرد،] برادرم است. او نود و نُه میش دارد و من یک میش دارم و [به اصرار] میگوید: "آن [یک میش] را هم به من واگذار"؛ و در بحث بر من پیروز شده است».
[داود] گفت: «بیتردید، او با خواستنِ میش تو [براى افزودن] به میشهای خودش، بر تو ستم كرده است؛ و البته بسیاری از شریکان [و همكاران] در حق یكدیگر ستم مىكنند، مگر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند كه آنها [نیز بسیار] اندکند»؛ و داود [كه بدون توضیح خواستن از طرف دیگر، حكم صادر كرده بود] دریافت كه قطعاً او را امتحان كردهایم؛ بنابر این، از پروردگار خویش آمرزش خواست و سجدهکنان بر زمین افتاد و [به درگاه الهی] توبه کرد.
ای داود، ما تو را در زمین خلیفه [= فرمانروا] قرار دادیم؛ پس به حق میان مردم داوری کن و پیرو هوای [نفس] نباش که تو را از راه الله گمراه میکند. بیتردید، کسانی که از راه الله گمراه میشوند، به سزای آنکه روز حساب را فراموش کردهاند، عذاب شدیدی [در پیش] دارند.